گنجور

غزل شمارهٔ ۳۶۲۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خانه بر دوش غریبی ز وطن می آید

رو خراشیده عقیقی به یمن می آید

آنچه بر زلف ایاز از دهن تیغ نرفت

از حسودان به سر زلف سخن می آید

حرم عصمت یوسف چه نشاط انگیزست

طفل یکروزه در آنجا به سخن می آید

خاطرش آینه برگ خزان می گردد

هرکه بی باده گلگون به چمن می آید

رخت هستی نگشود از دل ما بند ملال

این گشاد از ید بیضای کفن می آید

صدف از اشک گهر دامن دریا گردد

هر کجا خامه صائب به سخن می آید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور