گنجور

غزل شمارهٔ ۳۵۵۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا به کی مردم چشمم هدف خار بود؟

رگ من جاده نشتر آزار بود

همچنان در ته دیوار شکسته است تنم

اگرم بال هما طره دستار بود

تازه و تر برساند به بهار دگرش

گل اگر در قفس مرغ گرفتار بود

چند در کوی تو ای خانه برانداز وفا

نامه ام در بغل رخنه دیوار بود؟

ثمر پخته نگیرد به سر شاخ قرار

سر منصور ز خامی است که بر دار بود

نتوان حرف کشید از لب ما چون لب جام

ساکن میکده شرط است که ستار بود

کمترین عقده سر در گم او آبله است

در ره عشق که یک عقده گشا خار بود

لذت عشق فراموش نگردد صائب

این نه درسی است که محتاج به تکرار بود



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.