گنجور

غزل شمارهٔ ۳۲۹۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آه عشاق سینه روز اثرها دارد

شب این طایفه در پرده سحرها دارد

بر سر راز تو چون بید دلم می لرزد

شیشه از باده پر زور خطرها دارد

دل ازان موی میان چون به سلامت گذرد؟

از کمر وحشی رم کرده خطرها دارد

دل صاحب نظران را به تغافل مشکن

کاین حبابی است که در پرده گهرها دارد

ادب عشق زبان بند لب اظهارست

ور نه هر ذره ز خورشید خبرها دارد

سرو از زمزمه فاخته موزون گردید

نفس سوختگان طرفه اثرها دارد

خبر از عاشق سرگشته گرفتن شرط است

شمع از بهر همین کار شررها دارد

گل فتاده است به چشم تو ز غفلت، ورنه

خار در هر سر انگشت هنرها دارد

مرو از راه به آوازه دریا صائب

صدف خامش ما نیز گهرها دارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

افشین نوشته:

این شعر توسط علی جهاندار در آلبومی به مناسبت بزرگداشت صاحب تبریزی و به آهنگسازی حسین پرنیا اجرا شده است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام