گنجور

 
صابر همدانی

گر به دل آتش عشق تو شررها دارد

همچنان نالهٔ من نیز اثرها دارد

خبر از حال من و بلبل اگر می‌جویی

من به شب گریم و او نغمه سحرها دارد

دور از قافله سالا مشو در ره عشق

هر که زین قافله دور است خطرها دارد

در یک اشک چو غواص معانی ای دل

غرق شو غرق، که این بحر، گهرها دارد

از در میکده محروم نشد کس به مثل

خانهٔ حاتم طایی‌ست که درها دارد

بره عشق منه بی مدد پیر قدم

چونکه این راه بسی کوه و کمرها دارد

(صابر)؟ این پاسخ (آزاد) شفیق است، که گفت:

«خام تا پخته شود زیر و زبرها دارد»

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
سیف فرغانی

دی یکی گفت که از عشق خبرها دارد

سر خود گیر که این کار خطرها دارد

دگری گفت قدم در نه و اندیشه مکن

اندرین بحر که این بحر گهرها دارد

ای گرو برده ز خوبان، به جز از شیرینی

[...]

صائب تبریزی

آه عشاق سینه روز اثرها دارد

شب این طایفه در پرده سحرها دارد

بر سر راز تو چون بید دلم می لرزد

شیشه از باده پر زور خطرها دارد

دل ازان موی میان چون به سلامت گذرد؟

[...]

اسیر شهرستانی

عیشم از دولت بیدار اثرها دارد

شبم از گردش پیمانه سحرها دارد

همچو گوهر نظر از پاکی دل یافته ایم

اشک ما در جگر سنگ اثرها دارد

فروغی بسطامی

آخر این نالهٔ سوزنده اثرها دارد

شب تاریک، فروزنده سحرها دارد

غافل از حال جگر سوخته عشق مباش

که در آتشکدهٔ سینه شررها دارد

مهر او تازه نهالی است به بستان وجود

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه