گنجور

 
صائب تبریزی
 

بهار از روی گلرنگ تو با برگ و نوا گردد

تو چون در جلوه آیی شاخ گل دست دعا گردد

از ان ابرو به دیدن صلح کن در ساده روییها

که این محراب در ایام خط حاجت روا گردد

به جوش آورد خون بوسه را دست نگارینش

که در ایام گل مرغ چمن رنگین نوا گردد

خیال او زشوخی خار در پیراهنم ریزد

پس از عمری که مژگانم به مژگان آشنا گردد

زنعل واژگون محمل لیلی نیم غافل

کجا مجنون من گستاخ از بانگ درا گردد؟

کمند جذبه آهن ربا را در نظر دارد

اگر سوزن به دام رشته گاهی مبتلا گردد

چو دل افتاد نازک، بار منت بر نمی تابد

زصیقل بیشتر آیینه من بی جلا گردد

سعادتمندی درویشی آن کس را که دریابد

اگر بر بوریا پهلو نهد بال هما گردد

زجذب می پرستی خالی آید بر زمین صائب

اگر در بی شعوری ساغر از دستم رها گردد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.