فضای دل خلاص از خار خار غم کجا گردد؟
ز چنگ خاربن، دامان صحرا کی رها گردد؟
طلب پیش کریمان، احتیاج سائلان باشد
چو کف از سیم وزر خالی شود، دست دعا گردد
ندارند از ته دل الفتی اهل جهان باهم
مگر در خواب مژگانی بمژگان آشنا گردد
تلاش پایه عزت، ز بیشرمی نمی آید
نهال سربلندی سبز از آب حیا گردد
دگر با هیچ کس از نیک و بد الفت نمیگیرد
اگر با شیوه بیگانگی کس آشنا گردد
غم روزی مخور بیهوده تا جان در بدن داری
که تا جاریست آب زندگی این آسیا گردد
بود دنیا و عقبی همچو پشت و روی آیینه
کدورتهای اینجانب در آنجانب صفا گردد
ز پا افتادگان را دستگیری کن کنون واعظ
که در افتادگی این دستگیریها عصا گردد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عواطف انسانی و چالشهای زندگی میپردازد. شاعر از حالت دلتنگی و غم و همچنین دشواریهای زندگی سخن میگوید. او تأکید میکند که برای رسیدن به دستاوردهای معنوی و عزت، باید از بیشرمی و دوری از اخلاق پرهیز کرد. همچنین، از بیتوجهی انسانها به یکدیگر و نیاز به همدلی در موارد نیک و بد سخن میگوید. شاعر به اهمیت زندگی و تلاش در آن اشاره میکند و بیان میکند که دنیا و آخرت شبیه به روی و پشت آینه هستند. در پایان، به انسانها توصیه میکند که به یاری افتادگان بشتابند، چرا که در این یاریها میتوانند به رشد و تقویت روح خود کمک کنند.
هوش مصنوعی: دل از غم و درد رنج میبرد و در این شرایط برایش دشوار است که به آرامش و خوشحالی برسد. در میان مشکلات و سختیهای زندگی، چطور میتواند از این موانع و ناراحتیها آزاد شود و به فضای باز و دلنشینی دست یابد؟
هوش مصنوعی: وقتی نیازمندان از نعمت و ثروت محروم شوند، به یاد خداوند متعال میافتند و از او طلب میکنند. به عبارتی، در زمانی که کارها به سامان نیست و دیگر امیدی نیست، انسان به دعا و درخواست از خداوند روی میآورد.
هوش مصنوعی: انسانها در واقعیت زندگی نمیتوانند بهراستی و از صمیم قلب با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، مگر اینکه در خوابهایشان احساس نزدیکی و آشنایی پیدا کنند.
هوش مصنوعی: تلاش و کوشش برای کسب مقام و اعتبار از عدم شرافت و بیشرمی به وجود نمیآید. درخت سربلندی تنها از آب حیا و احترام رشد میکند.
هوش مصنوعی: دیگر هیچکس با خوبی و بدی ارتباطی ندارد، اگر کسی به رفتار بیگانهها عادت کند.
هوش مصنوعی: نگران غم و اندوه روز مزاحم خود نباش، چرا که تا زمانی که زندگی در زندگیات جاری است، میتوانی از آبی که به تو حیات میبخشد، بهرهبرداری کنی و آسایش و خوشی را تجربه کنی.
هوش مصنوعی: دنیا و آخرت مانند دو طرف یک آینه هستند؛ اگر کدورتها و ناپاکیهای من در اینجا وجود دارد، در آن دنیا به صفا و روشنی تبدیل خواهند شد.
هوش مصنوعی: به کسانی که در سختی و مشکلات هستند، کمک کن، زیرا در این دوران، نصیحتگرانی که تنها حرف میزنند، دیگر نمیتوانند به کسانی که در زحمتند، یاری برسانند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خوشا چشمی که با آن طاق ابرو آشنا گردد
کز این محراب هر حاجت که می خواهی روا گردد
در ایام خط از عاشق عنا نداری نمی آید
گدای شرمگین در پرده شب بی حیا گردد
دل بیگانه خوی من میانجی برنمی دارد
[...]
گمان دارم که در زیر فلک قحط فضا گردد
در این گلشن اگر یک غنچه امید وا گردد
نظر تنگی است این گردون که با وسعت نمیسازد
به تنگ آید دل گرمی اگر مطلب روا گردد
کمانداری است بیرحمی که زورش کس نمی داند
[...]
ز دنیا هر که شد لبریز عمرش بی بقا گردد
چو کشتی پر شود از آب گرداب فنا گردد
نوید وصل فارغ می کند از ناله عاشق را
جرس را چون گره از دل گشاید بی صدا گردد
نباشد خواب آسایش به گلشن چشم شبنم را
[...]
چو بیداد محبت بیش شد حاجت روا گردد
که دل را رخنه های سینه محراب دعا گردد
چو می از شیشهٔ واژون نگار ناز پروردم
گر آید سوی من از ناز در هر گام واگردد
غبار غم زبس داریم بر رو گرد برخیزد
[...]
جنون جولانیام هرجا بهوحشت رهنماگردد
دو عالم گردباد آیینهٔ یک نقش پاگردد
گر آزادی هوس داری چو بو از رنگ بیرون آ
هوا گل میکند دودی که از آتش جدا گردد
به بزم وصل عاشق را چه امکان است خودداری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.