از مروت نیست منع صوفی از ذکر بلند
مهر خاموشی در آتش چون زند بر لب سپند؟
روح قدسی در تن خاکی چسان خامش شود؟
طشت بام افتاده را آواز می باشد بلند
اختیاری نیست وجد و نعره ارباب حال
در گسستن ناله بیتابانه می خیزد زبند
حلقه ذکرست، اگر در گاه حق را حلقه ای است
پامنه زین حلقه بیرون تا شوی اقبالمند
می کند مغشوش جوهر صفحه آیینه را
صوفیان صافدل از علم رسمی فارغند
بی حدی ممکن نگردد قطع راه دور عشق
سالکان واصل نمی گردند بی ذکر بلند
از فلاخن سنگ بی گردش نمی گردد خلاص
جان زندانی به وجد آزاد می گردد زبند
جان علوی در تن سفلی چسان گیرد قرار؟
صید وحشی چون شود آسوده در دام و کمند؟
از نمد بر سنگ صائب می خورد دندان مار
هر که شد پشمینه پوش آزاد گردد از گزند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به مباحث عرفانی و اهمیت ذکر و یاد خدا پرداخته است. شاعر معتقد است که ذکر و یاد خداوند نباید از صوفی منع شود، چرا که روح قدسی نمیتواند در جسم خاکی ساکت بماند. او اشاره میکند که جان انسان در بند عشق خداست و ذکر، کلیدی برای رهایی و ارتباط با حقیقت الهی است. همچنین، بیان میکند که علم رسمی نمیتواند جایگزین درک عمیق عرفانی شود و سالکان حقیقی نیازمند ذکر مداوم هستند تا به واصل شدن دست یابند. نهایتاً، شاعر بر این باور است که آزادگان واقعی کسانی هستند که از عوام و ظواهر دوری انتخاب کرده و خود را به یاد خدا مشغول دارند.
هوش مصنوعی: منع کردن صوفی از ذکر محبت و عشق، رفتاری ناپسند و غیر انسانی است، همانطور که چوبی که در آتش میسوزد نمیتواند خاموش بماند.
هوش مصنوعی: چطور میتواند روح مقدس در جسم خاکی خاموش باشد؟ صدای بلند، مانند صدایی که از طشت افتاده به زیر بام بلند میشود، به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: احساس و شور درونی انسان نمیتواند در برابر اوضاع و احوال خویش بیتفاوت بماند. زمانی که درد و ناله در وجودش به اوج میرسد، این احساسات به طور ناخودآگاه و با شدت بسیار از درونش آزاد میشوند.
هوش مصنوعی: اگر در درگاه خدا حلقهای برای یاد و ذکر وجود دارد، باید از این حلقه بگذری تا به خوشبختی و موفقیت دست پیدا کنی.
هوش مصنوعی: صوفیان خوشدل که از دانشهای رسمی بینیازند، جوهر وجودشان را بهگونهای ناب میکنند که مانند یک آینه صاف و زلال است.
هوش مصنوعی: عشق بیپایان است و هیچ مانعی نمیتواند راه سالکان را مسدود کند. کسانی که به درون میرسند، بدون یاد خدا نمیتوانند به هدف خود برسند.
هوش مصنوعی: سنگی که از فلاخن پرتاب میشود، بدون چرخش حرکت نمیکند. جان انسانی که در بند است، زمانی آزاد میشود که از زندان رهایی یابد و به وجد و شادمانی برسد.
هوش مصنوعی: چگونه روحی والا و نیکو در بدنی پست و پایین میتواند آرامش یابد؟ چگونه یک شکار وحشی میتواند در دام و تله آرام شود؟
هوش مصنوعی: هر که لباس پشمینه به تن کند و زرهی محافظتی پیدا کند، از آسیب و خطر در امان خواهد بود، مانند دندانی که بر سنگ میخورد و صدمهای نمیبیند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ای نگار خند خندان یک زمان با من بخند
تا کی این خشم تو تا کی چند از این ناز تو چند
شرم بردار از میان و جام می بر دست گیر
بند بگشا از میان و لب ز خندیدن مبند
گر مرا بیبند خواهی بند بگشا از میان
[...]
ای جهانداری که در عهد تو گرگ و گوسفند
نیست این آنرا زیان کار آن نه اینرا سودمند
گوسفند از گرگ ترسان بود در ایام پیش
وندر ایام تو ترسان گشت گرگ از گوسفند
یک جهان گرگان دندان تیز بودند ارچه کرد
[...]
آنکه با عزمش نماید مرکب خورشید کند
وانکه با حلمش نماید توسن افلاک تند
عارضی داری که بر وی همچو من عاشق شوند
گر ز حسن او حکایت پیش حورالعین کنند
آنکه با عزمش بماند مرکب خورشید کند
و آنکه با حلمش نباشد تو سن افلاک تند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.