گنجور

 
صائب تبریزی
 

محو رخ زیبای تو فارغ ز جهان است

بیداری حیرت زدگان خواب گران است

پوشیدن چشم از دو جهان سود نبخشد

مادام که دل در بر سالک نگران است

تا دست برآورده ام از خرقه تجرید

بر پیکر من بند قبا بند گران است

پیداست چو ابر تنک جلوه خورشید

در پرده چشمی که خیال تو نهان است

چون سیل، طلبکار ترا سنگ ملامت

در قطع بیابان طلب، سنگ فسان است

در مشرب من خلوت اگر خلوت گورست

بسیار به از صحبت ابنای زمان است

صائب مکن اندیشه جان در سفر عشق

کاین مرحله را ریگ روان خرده جان است

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.