گنجور

 
صائب تبریزی
 

یک آفریده از ته دل شادمانه نیست

فرقی میان پیر و جوان زمانه نیست

خاری که در دلم نخلد چون زبان مار

در آشیانه من بی آب و دانه نیست

خمیازه نشاط بود خنده اش چو صبح

آن را که در جگر نفس بیغمانه نیست

بر هر که می فتد نظرم، دلشکسته است

یک شیشه درست درین شیشه خانه نیست

باغ و بهار ما جگر داغدار ماست

در برگریز، بلبل ما بی ترانه نیست

یارب که چشم کرد من دردمند را؟

کز دیده کاروان سرشکم روانه نیست

ره گم ز تازیانه کند اسب راهوار

در بزم باده حاجت چنگ و چغانه نیست

از بهر حفظ، سیم و زر بی ثبات را

بهتر ز دست و دامن سایل خزانه نیست

بیهوده سیر و دور به گرد جهان زند

پرگار را بغیر دل خویش دانه نیست

افتاده ای تو در غلط از کثرت مثال

یک عکس بیش در همه آیینه خانه نیست

صائب بغیر نام، چو عنقا درین جهان

چیزی دگر ز هستی من در میانه نیست

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.