گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۸۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به هر که می نگرم زیر چرخ دلگیرست

که میهمان لئیم از حیات خود سیرست

گهر ز گرد یتیمی تمام می گردد

مس و جود مرا درد باده اکسیرست

پیاله چشم و چراغ است شیر گیران را

به چشم بیجگران گر چه دیده شیرست

کنار کشت مده موسم بهار از دست

که موج سبزه به پای نشاط زنجیرست

مباش سرکش و مغرور و بی ادب که هدف

همیشه از رگ گردن نشانه تیرست

ز پیچ و تاب ندارد گزیر روشندل

ز موج خویشتن آب روان به زنجیرست

چه سود جوهر ذاتی چو کارفرما نیست؟

که بی کش، دم شمشیر پشت شمشیرست

ز خضر وحشت سیلاب می کنم صائب

خرابی دل مغرور من ز تعمیرست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.