کتابه ای ز مسیحا بر این کهن دیرست
که نا امید نباشی که عاقبت خیرست
در جواب او
دلم که در پی بغرا همیشه در سیر است
چه پخته کار غنیمی که داعی خیرست
دل گرسنه من دوش گفت با بریان
درآ در آی که این خانه خالی از غیرست
چرا رود سوی مطبخ روان دل من گفت
به دانه های برنج او اسیر چون طیرست
روم به خدمت خباز، زان که هر روزی
به نو چو خوردن نان رسم این کهن دیرست
عجب مدار که صوفی رسد به دعوت عام
که از برای همین کار خاصه در سیرست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به جستجوی معنوی و امید به خیر و نیکی در زندگی پرداخته است. او از دلی که همواره در پی عشق است میگوید و به موقعیت خود در مواجهه با گرسنگی و نیاز به نان اشاره میکند. دل گرسنهاش بر این باور است که باید به سمت آغوش محبت برود و از برکتهای زندگی بهرهمند شود. در نهایت، شاعر به دعوت عمومی اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که گاه راه رسیدن به حقیقت و نیکی تنها از راه خاصی میگذرد.
هوش مصنوعی: کتابی از مسیحا بر این معبد قدیمی وجود دارد که به تو امید میدهد؛ زیرا در نهایت، نتیجه خوبی به دست میآید.
هوش مصنوعی: دل من همیشه در جستجوی یک آرامش و خوشی است، اما چه فایدهای دارد وقتی که آنچه میخورم و بهرهبرداری میکنم، از آن چیزهایی نیست که واقعاً خوب و مفید باشد.
هوش مصنوعی: دل گرسنهام دیشب به من گفت: "با کبابی که دارید داخل شوید، چرا که این خانه از دیگران خالی است."
هوش مصنوعی: دل من مانند پرندهای، به دانههای برنجی که در مطبخ است، وابسته و اسیر شده است. به همین خاطر، چرا باید به سمت مطبخ بروم؟
هوش مصنوعی: به سمت نانوایی میروم، زیرا هر روز که نان تازه میخورم، این کار به یک عادت قدیمی تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: عجیب است اگر فکر کنی که صوفی به دعوت عموم مردم پاسخ دهد، در حالی که او برای هدف ویژهای در مسیر سیر و سلوک خود قرار دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.