غبار هستی ما پرده دار سیلاب است
کتان طاقت ما شیر مست مهتاب است
دهان شیر بود خوابگاه وادی عشق
حصار عافیت این محیط، گرداب است
چنان ز سیر چمن خاطرم گزیده شده است
که شاخ گل به نظر آستین قصاب است
عیار آتش روی ترا چه می داند؟
هنوز دیده آیینه در شکرخواب است
اگر ز غیبت ما در حضور می افتند
حضور خاطر ما در حضور احباب است
ترا چه بهره ز رنگینی کلام بود؟
که همچو طفلان چشمت به سرخی باب است
به دور زلف تو کفر آنچنان رواج گرفت
که طاق نسیان امروز طاق محراب است
سر مشاهده عیب خود اگر داری
کدام آینه بهتر ز عالم آب است؟
چرا خموش نگردند طوطیان صائب؟
سخن شناس درین روزگار نایاب است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تأملات عمیق در مورد زندگی، عشق و زیباییهای آن میپردازد. شاعر با بیان تصاویری از غبار هستی و سیلاب، به ناپایداری و آسیبپذیری وجود بشر اشاره میکند. او به عشق به عنوان وادیای عمیق و پرمحنت و همچنین به زیبایی و شگفتیهای طبیعی به ویژه گلها میپردازد. شاعر از عیوب خود و عاطفههای ناگفته صحبت میکند و به قدرت کلام و نقش آن در زندگی اشاره میکند. در نهایت، او به دنیای نا پایداری اشاره میکند که در آن سخنرانان و سخنشناسان به سختی پیدا میشوند.
هوش مصنوعی: زندگی ما مانند غباری است که مانع از دیدن جریان واقعی و معنوی به نوعی میشود، و توانایی ما در برابر چالشها به اندازهی نرمی و لطافت پارچهای است که تحت تاثیر زیبایی و جذابیت نور ماه قرار دارد.
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویر کشیده شده که عشق به قدری عمیق و پرخطر است که در آن میتوان به دام افتاد. در واقع، محیطی که به نظر امن میآید، ممکن است در واقع مملو از خطرات و چالشها باشد. عشق مانند یک دنیای پر از هیجان و در عین حال مهجور است که باید با احتیاط در آن قدم برداشت.
هوش مصنوعی: خاطرات من از چمنزار آنقدر عمیق و تأثیرگذار است که حتی گلها نیز برایم با تصویری ناخوشایند به نظر میآیند.
هوش مصنوعی: آتش چگونه میتواند به ارزش تو پی ببرد؟ هنوز چشمانش در خواب شیرین غرق است و نمیتواند حقیقت را ببیند.
هوش مصنوعی: اگر ما غایب هستیم و دیگران در کنار ما نیستند، دیدن آنها موجب یادآوری ما در ذهن دوستان و عزیزانمان میشود.
هوش مصنوعی: تو از زیبایی کلمات چه بهرهای میبری؟ که چشمانت به اندازهای ساده و بیتجربه است که مانند کودکان تنها به سرخی لبهایت دل خوش کردهای.
هوش مصنوعی: به خاطر زیباییهای تو، تمام عملهای ناپسند در جامعه ریشه دوانده و فراموشی و بیتوجهی به اصول اخلاقی به حدی رسیده که دیگر هیچ چیز مقدسی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی عیبهای خود را مشاهده کنی، کدام آینه بهتر از آبی که در جهان وجود دارد، میتواند تو را بهتر نشان دهد؟
هوش مصنوعی: چرا طوطیها خاموش بمانند؟ در این زمان، افرادی که قادر به درک و آگاهی هستند بسیار کم هستند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یک امشبم که خم ابروی تو محراب است
چرا به گرد من از آب دیده غرقاب است
مرا که با تو نشینم گریستن بر چیست
اگر نه بخت بد وعاشقی زیک باب است
چرا هوای لبت خون من به جوش آورد
[...]
کنار من ز سرشک دو دیده غرقاب است
که از دو دیده سرشکم روان چو سیماب است
وداع کردم و پوشیده نیست بر عشّاق
که رستخیز قیامت وداع احباب است
انیس شیفته هم صحبت است در غم دوست
[...]
بیا که مردمک دیده غرقه در آب است
ببین که اشک روانم به رنگ عناب است
به یاد یار گل اندام، خار همچو سنان
به زیر پهلوی مجروح من چو سنجاب است
ز حال دیده ی بی خواب من چه غم دارد
[...]
ترا که عالم آیینه عالم آب است
چه احتیاج به تحصیل باده ناب است؟
به گرد راز دل ما که می تواند گشت؟
خزینه گهر ما به مهر گرداب است
ز عشق اگر نکنم گریه، نیست بیدردی
[...]
دلم همیشه ز آشوب عشق بی تاب است
درین محیط، گهر مضطرب چو سیماب است
چو می به پیش نهم، قسمتم ز غیب رسد
کلید روزی من موج باده ی ناب است
چه سود کوشش غافل، که در طریق طلب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.