گنجور

 
صائب تبریزی
 

رفتی و در رکاب تو رفت آبروی گل

چون سایه در قفای تو افتاد بوی گل

ناز دم مسیح گران است بر دلم

این خار را نگر که گرفته است خوی گل

آبی نزد بر آتش بلبل درین بهار

خالی است از گلاب مروت سبوی گل

از گلشنی که دست تهی می‌رود نسیم

پر کرده‌ام چو غنچه گریبان ز بوی گل

شرم رمیده را نتوان رام حسن کرد

رنگ پریده باز نیاید به روی گل

کردم نهفته در دل صد پاره راز عشق

غافل که بیش می‌شود از برگ، بوی گل

صائب تلاش قرب نکویان نمی‌کنم

چشم ترست حاصل شبنم ز روی گل

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.