گنجور

 
ادیب صابر
 

به هیچ وقتی اگر نام کهتران شمری

مرا و نام مرا اندر آن شمار شمر

در آن تبار که یک تن مخالف تو بود

ز روزگار ببارد بر آن تبار تبر

قمار کرد قمر با منازع تو به غم

سپرد عمر منازع در آن قمار قمر

بخار غم ز سرم بر دوید زآب دو چشم

یکی مرا به بزرگی از این بخار بخر

اگر ز چشم تو خوشنودیی شکار کنم

ز جام زهر بود مر مرا شکار شکر

چرا همیشه به جرم و خطای من نگری

به فضل خویش بر این عذر چون نگار نگر

درید پرده من پیشتر مدار فلک

تو نیز باقی پرده بر این مدار مدر