عید است و حق عید بباید شناختن
وز باده نوش کردن و بربط نواختن
شرع است حق روزه به طاعت گزاردن
شرط است حق عید به عشرت شناختن
اکنون که چنگ و نای به یک جای ساختند
وقت است وقت با قدح باده ساختن
چوگان زلف و گوی زنخدان یار گیر
در روز عید رسم بود گوی باختن
بر اسب باده سوی طرب، تاختن بریم
زیرا به عید رسم بود اسب تاختن
گر کینه آختن ز ره و رسم عادت است
از غم سزد به قوت می کینه آختن
ور سر فراختن ز بزرگی و همت است
باید به مدح صدر، اجل سر فراختن
مخدوم ساده سید مشرق که کار اوست
ناصح عزیز کردن و حاسد گداختن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره اهمیت شناخت عید و مراسم آن است. شاعر میگوید که باید عید را با شادی و نوشیدن باده جشن گرفت و روزه را نیز با عبادت رعایت کرد. در عید، جمع شدن با دوستان و بازیهای شاد مانند گوی و چوگان مرسوم است. شاعر اشاره میکند که در چنین روزی باید بر مرکب شادی سوار شد و به جشن و سرور پرداخت. همچنین به خالی کردن کینهها و بزرگداشت شخصیتهای ارزشمند اشاره میکند و میگوید که باید از خصومت پرهیز کرد و در عوض دوستان خود را گرامی داشت.
هوش مصنوعی: این روز عید است و برای آن باید ارزش و اهمیتش را درک کرد. در این روز مناسب است که با نوشیدن نوشیدنی و نواختن موسیقی خوشی و شادی را جشن بگیریم.
هوش مصنوعی: روزه یک عمل عبادی است که باید با نیت خالص و عبادت انجام شود و عید هم زمانی است که باید با شادی و جشن برگزار شود.
هوش مصنوعی: همین حالا که موسیقی و ساز به یکدیگر پیوستهاند، زمان آن است که با جام باده به خوشگذرانی بپردازیم.
هوش مصنوعی: در روز عید، عادت بر این است که با زلفهای یار به بازی و سرگرمی بپردازیم و در این روز گوی باختن و بازی کردن نیز رایج است.
هوش مصنوعی: بیایید با شادی و سرور به سمت می و خوشی برویم، زیرا در مراسم جشن، سواری اسب سنتی است.
هوش مصنوعی: اگر نسبت به کسی کینه ورزی کردند و این کار به خاطر عادت و روشهای معمول است، پس به خاطر غم و اندوه، طاقت کینه و حرص را هم باید داشته باشند.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی به بزرگمنشی و اراده خود افتخار کنی، باید ستایش کسی را در نظر بگیری که در مقام و منزلت بالایی قرار دارد.
هوش مصنوعی: سید مشرق، انسان با معرفتی است که وظیفهاش نصیحت و خیرخواهی است و باید حسد و کینه را از دلها بزداید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا کی تویی به تعبیه جنگ ساختن
وین اسب کامگاری پیوسته تاختن
همواره کینه داری و پر خاش و مشغله
هرگز مرا به مهر ندانی نواختن
تو زرگری و من زر بگداختی مرا
[...]
جان را خوش است در غم جانان گداختن
در عشق سوختن به و با عشق ساختن
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.