گنجور

 
ادیب صابر

دلم بی روی تو خرم نباشد

چو دلبر نیست دل بی غم نباشد

اسیرم عشق را، غمگین ازآنم

اسیر عشق را غم کم نباشد

به بوسی مرهمی نه بر دل من

شفای خسته جز مرهم نباشد

مراگویی که دل در عشق خوش دار

خوشی و عاشقی با هم نباشد

گه از تو شاد باشم گاه غمگین

جهان بی سور و بی ماتم نباشد

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
نظامی

سِزد گر با من او همدم نباشد

ز کس بختم نبُد زو هم نباشد

عطار

حدیث فقر را محرم نباشد

وگر باشد مگر زآدم نباشد

طبایع را نباشد آنچنان خوی

که هرگز رخش چون رستم نباشد

سخن می‌رفت دوش از لوح محفوظ

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
سعدی

تو را نادیدن ما غم نباشد

که در خیلت به از ما کم نباشد

من از دست تو در عالم نهم روی

ولیکن چون تو در عالم نباشد

عجب گر در چمن برپای خیزی

[...]

عبید زاکانی

دو روزی گر دلی خرم نباشد

چو دولت یار باشد غم نباشد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه