گنجور

 
ساغر کنگاوری

دل صاف و سینه صاف و قدح صاف و باده صاف

صوفی صفا بیار و بپرهیز از مصاف

می خور که در کمینگه عمر است چرخ پیر

چون خصم کینه‌دار به کف تیغ بی‌غلاف

گر می خمار آوردت باز می بخور

نزد حکیم فصد بود چاره رعاف

گامی‌ست کوه قاف به بازوی زور عشق

کوهی‌ست بار عشق تو بر دل چو کوک قاف

روز ازل که عهد به میثاق بسته شد

ما عهد عشق یار ببستیم بی‌خلاف

واجب نگشت تا چو وجود تو ممکنی

صورت نبست معنی ترکیب نون و کاف

داری کمال حسن تو ای آفتاب لیک

با حسن آن جمال نداری زبان لاف

توصیف حسن غیر نکاهد جمال دوست

دریا نمی‌شود به دو صد آب جو مصاف

جان باختن علامت عشق است و عاشقی

بیهوده‌لاف نیست سزاوار این گزاف

حاجی مگو ز طوف حرم طرفه طرف بست

طرف آن بود که کعبه کویش کند طواف

گفتی رقیب جان به کف از بهر یار برد

بازار یوسف است و برد مشتری کلاف

گو میفروش جام حیاتی ببخشدم

آب خضر به تشنگیم کی دهد کفاف

صبح و گهِ صبوحی و ساغر خمار شب

ساقی بیار هر چه که داری ز درد و صاف

 
 
 
جهان ملک خاتون

ای دل به گرد کعبه کوی تو در طواف

وی جان زده ز دولت وصل رخ تو لاف

گفتم شبی به دولت وصلت نوازشی

فرما، جواب داد مگو بیش ازین گزاف

گفتم به حلق تشنه ما ریز جرعه‌ای

[...]

اسیری لاهیجی

بگرفت صیت حسن تو از قاف تا بقاف

تا او فتاد پرتو رویت بنون و کاف

آئینه جمال تو دیدیم هرچه بود

عارف کسی بود که بدین دارد اعتراف

یارست هرچه هست درین دار غیر نیست

[...]

بیدل دهلوی

تحقیق را به ما و من افتاده اختلاف

در هیچ حال با نفس آیینه نیست صاف

هم‌صحبتان به بازی شطرنج سرخوشند

تا نگذرد مزاج نفاق از سر مصاف

یاران اگر لبی به تامل رسانده‌اند

[...]

ساغر کنگاوری

ای عاشقان روی تو از قاف تا به قاف

وی عاکفان کوی تو پیوسته در طواف

تا دیده‌ام فتاد بر آن دیده در جهان

آگه شدم ز حاصل ترکیب نون و کاف

روز نخست با غم عشق تو بسته‌ایم

[...]

ترکی شیرازی

ای تربت مطهر تو خلق را مطاف!

کویت به از بهشت برین است بی خلاف

هر صبح و شام،خیل ملایک ز آسمان

آیند دور مرقد تو از پی طواف

شاها!تویی که زهره گردون ز هم درد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه