دلا زبان بیان را به عشق کن الفاظ
که علم عشق معانیست مابقی الفاظ
ز درس عشق چو استاد چند لفظم خواند
هزار دفتر معنی گشود از آن الفاظ
زهی کمال که حفظ نکات آیه نور
ز خط صفحه رویت کنند اگر حفاظ
به چشم جادوی خونریز ترک مست نگر
که ریخت خون من آن دلسیه به نیم لحاظ
مگو به میکده مستان به خواب و بیخبرند
که گفته پیر مغانم رقودهم ایقاظ
حدیث عشق رخش بیحفاظ گو ساغر
که مست بزم حضوری تو مست را چه حفاظ


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل به ره باز نیامد به فسون وعّاظ
زان که چون خشم فسون خوان تواش نیست حفاظ
غمزه هر لحظه به خونریز دلم تیز مکن
قَد کَفانِی قَتَلتَنی زَمَراتِ الالحاظ
چشم خوش خواب تو شد راهزن بیداران
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.