گنجور

 
ساغر کنگاوری

دلم گرفته شد از صحبت صغیر و کبیر

بر آن سرم که چو دیوانه بگسلم زنجیر

ز قیل و قال ملولم خوشم به ناله چنگ

که قول حق شنوم از ترانه بم و زیر

چه نقش‌ها که ز یک موج زد به پرده آب

فدای جنبش دریای عشق عالم‌گیر

مبین به طاعت زاهد که شب نهان دارد

به زیر جامه سالوس خرقه تزویر

به کار خود ز فروماندگان حیرانم

به کوی یار غریبم به دست عشق اسیر

علاج عشق به تدبیر عقل ممکن نیست

کسی نکرده به تدبیر پاره تقدیر

بنال شام و سحر زآن که کار کس نگشود

مگر ز آه سحرگاه و ناله شب‌گیر

طمع ز خلق ببر حاجت از خدا بطلب

که قادر است و سمیع است و عالم است و نصیر

اگر ز عمر جوانی تمتعی خواهی

به جان و دل بشنو جان من نصیحت پیر

کسی ز منزل جانان به حیله جان نبرد

که خاک کوی وفا منزلی‌ست دامن‌گیر

ز خاک کوی تو حاشا که روی برتابم

اگر کشند به تیغم و گر زنند به تیر

برو ادیب به اهل صلاح قصه بخوان

که نیست ساغر از این مهملات پندپذیر

 
 
 
رودکی

همی بکشتی تا در عدو نماند شجاع

همی بدادی تا در ولی نماند فقیر

بسا کسا که بره‌ست و فَرَخشه بر خوانش

بسا کسا که جوین نان همی نیابد سیر

مبادرت کن و خامُش مباش چندینا

[...]

ابوالعلاء شوشتری

خَلَق شود ز نشست دراز حلت مرد

که گنده گردد چون دیر ماند آب غدیر ...

همی گرست و همی نرگسانش لاله گداخت

به زیر لالهٔ بگداخته نهفته زریر ...

شبی چگونه؛ شبی آفریده از پولاد

[...]

عنصری

نگر به لاله و طبع بهار رنگ پذیر

یکی برنگ عقیق و دگر ببوی عبیر

چو جعد زلف بتان شاخهای بید و خوید

یکی همه زره است و دگر همه زنجیر

درخت و دشت مگر خواستند خلعت زا بر

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از عنصری
قطران تبریزی

بتی که راستی از قد او رباید تیر

بتیر غمزه ز گردون فرود آرد تیر

نه سیب سرخ بود با رخان او مر مهر

نه با درنگ بود چون رخان من مه تیر

ز خواب دیده پر آب من ندارد بهر

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
مسعود سعد سلمان

بهست قامت و دیدار آن بت کشمیر

یکی ز سرو بلند و یکی ز بدر منیر

بتی که هست رخ و زلف او به رنگ و به بوی

یکی شبیه عقیق و یکی بسان عبیر

دل و برش به چه ماند به سختی و نرمی

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه