مستانه برون آمد دی مغبچه از دیر
گفتم که بود در دیر گفتا که منم لاغیر
گفتم که مرا کاریست با مغبچه و دیرش
گفتا که کرم فرما این مغبچه و این دیر
تا شب همه شب آنجا حیرتزده گردیدم
هم مغبچه را دیدم سیارهصفت در سیر
گفتم برسان دستی گفتا که مگر مستی
بگریخت چو مست از من بگرفت هوا چون طیر
گفتم که فتوحم بخش گفتا که رواحت خوش
گفتم که صبوحم ده گفتا که صباحت خیز
گفتم چه کنم گفتا پیمانه وحدت را
از ساغر خود پیما پیمانه مگیر از غیر


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.