گنجور

 
ساغر کنگاوری

در غربتم شکیب نماند از دیار و یار

افغان ز درد دوری یار و غم دیار

فصل بهار و موسم گل من ز یار دور

دوری ز یار سخت بود خاصه در بهار

جان چون شکیب یابد از آن چشم دل‌فریب

دل چون قرار جوید از آن زلف بی‌قرار

دور از رخ تو ای گل باغ و بهار حسن

از خون دل کنار و برم گشته لاله‌زار

هر دم به قصد من ز کمینی کمان کشد

افغلن ز کینه‌جویی چرخ ستیزه‌کار

یا رب امید وصل و غم هجر تا به کی

یا مرگ یا وصال که سخت است انتظار

تاثیر سوز عشق به طور از کلیم پرس

کان شعله‌ای ز نور بود یا شرار نار

خواهد شدن چو عاقبت از ما جهان تهی

برخیز ساقیا و قدحی پر ز می بیار

منعم مکن ز باده که روز ازل مرا

با سالکان میکده عهدی‌ست پایدار

ساقی بیار باده که این دور روزگار

نه ساقی و نه باده گذارد نه باده‌خوار

ناصح به اهل عقل و سلامت رواست پند

بر ما که عاشقیم ملامت روا مدار

بر ما که عشق حکم کند کیف ما یشا

عقل حکیم قاصر جبر است و اختیار

خواهی که پا به فرق جهان از شرف نهی

ساغر مدار دست ز دامان هشت و چار

 
 
 
رودکی

ای خواجه، این همه که تو بر می‌دهی شمار

بادام تر و سه‌یکی و بهمان و باستار

مار است این جهان و جهانجوی مارگیر

از مارگیر مار برآرد همی دمار

کسایی

نیلوفر کبود نگه کن میان آب

چون تیغ آب‌داده و یاقوت آبدار

همرنگ آسمان و به کردار آسمان

زردیش بر میانه چو ماه ده و چار

چون راهبی که دو رخ او سال و ماه زرد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از کسایی
عنصری

از دیدن و بسودن رخسار و زلف یار

در دست مشک دارم و در دیده لاله زار

بامشک رنگ دارم از آن زلف مشکرنگ

با لاله کار دارم از آن روی لاله کار

ماندست چون دل من در زلف او اسیر

[...]

فرخی سیستانی

یکروز مانده باز زماه بزرگوار

آیین مهر گان نتوان کرد خواستار

آواز چنگ وبربط و بوی شراب خوش

با ماه روزه کی بود این هر دو سازگار

ورزانکه یاد از و نکنی تنگدل شود

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از فرخی سیستانی
عسجدی

باران قطره قطره همی بارم ابروار

هر روز خیره خیره ازین چشم سیل بار

ز آن قطره قطره، قطره باران شده خجل

ز آن خیره خیره، خیره دل من ز هجر یار

یاری که ذره ذره نماید همی نظر

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه