نه زبان ورد تو تنها کند اندر دهنم
عضوی از ذکر تو خالی نبود در بدنم
با وجود تو نزیبد به کس اظهار وجود
کز وجودش اثری بیند و گوید که منم
نام شیرین تو چون بر دهنم رفت رواست
شکر و شهد فروریزد اگر از سخنم
نشنوم ناله یک همنفس از شاخ گلی
عندلیبم که به گلزار غریب وطنم
نام لیلی به زبان گویم و لیلی جویم
من که مجنونصفت آواره دشت و دمنم
فکند طرح حفا یار محبت گسلم
شکند عهد وفا دلبر پیمانشکنم
طرح نوخواهم از اندیشه معمار قضا
که بس آزرده از این تیرهسرای کهنم
گر چه از عشق توام ساغر لبریز ولی
میخورم که جدا زآن لب شکرشکنم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.