گنجور

بخش ۹۱

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت
 

هر که بر زیر دستان نبخشاید به جور زبر دستان گرفتارآید

نه هر بازو که در وی قوتی هست

به مردی عاجزان را بشکند دست

ضعیفان را مکن بر دل گزندی

که درمانی به جور زورمندی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سعدی نوشته:

هرکه بر زیردستان نبخشاید به جور زبردستان گرفتار آید

سعدی نوشته:

باب صحبت

ساسانی نوشته:

سلام.
در أخلاق درویشان استاد سخن چنین امده:
لاف سرپنجگی و دعوی مردی بگذار
عاجز نفس فرومایه، چه مردی، چه زنی

گرت از دست برآید، دهنی شیرین کن
“مردی آن نیست که مشتی بزنی بر دهنی”

اگر خود بردَرَد پیشانی پیل
نه مرداست آن که در وی مردمی نیست

بنی آدم سرشت از خاک دارند
اگر خاکی نباشد، آدمی نیست

ساسانی نوشته:

سلام و عرض احترام.

از باب در أخلاق درویشان سعدی چنین متذکر شدند:

لاف سرپنجگی و دعوی مردی بگذار
عاجز نفس فرومایه، چه مردی، چه زنی
گرت از دست برآید، دهنی شیرین کن
مردی آن نیست که مشتی بزنی بر دهنی

اگر خود بردَرَد پیشانی پیل
نه مردست آن که در وی مردمی نیست
بنی آدم سرشت از خاک دارند
اگر خاکی نباشد، آدمی نیست

کانال رسمی گنجور در تلگرام