گنجور

 
سعدی شیرازی
 

موسی علیه السلام درویشی را دید از برهنگی به ریگ اندر شده.

گفت: ای موسی! دعا کن تا خدا عزّوجلّ مرا کفافی دهد که از بی طاقتی به جان آمدم.

موسی دعا کرد و برفت.

پس از چند روز که باز آمد از مناجات، مرد را دید گرفتار و خلقی انبوه بر او گرد آمده.

گفت: این چه حالت است؟

گفتند: خمر خورده و عربده کرده و کسی را کشته، اکنون به قصاص فرموده‌اند.

و لطیفان گفته‌اند:

گربهٔ مسکین اگر پر داشتی

تخم گنجشک از جهان برداشتی

عاجز باشد که دست قوت یابد

برخیزد و دست عاجزان برتابد

و لو بسط اللهُ الرزقَ لعباده لبَغَوا فی الارض.

موسی علیه السلام به حکمت جهان آفرین اقرار کرد و از تجاسر خویش استغفار.

ماذا اخاضَکَ یا مغرورُ فی الخَطَرِ

حتی هَلَکتَ فَلَیتَ النملَ لم یَطِرِ

بنده چو جاه آمد و سیم و زرش

سیلی خواهد به ضرورت سرش

آن نشنیدی که فلاطون چه گفت

مور همان به که نباشد پرش

پدر را عسل بسیار است ولی پسر گرمی دار است.

آن کس که توانگرت نمی‌گرداند

او مصلحت تو از تو بهتر داند

 
حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ناشناس در ‫۸ سال و ۹ ماه قبل، سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۲۱ نوشته:

وین دو شاخ گاو اگر خر داشتی
نسل انسان از زمین برداشتی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
عباس در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۰۲ نوشته:

ظاهرا در عبارت :
موسی علیه السلام به حم جهان آفرین اقرار کرد
به جای حم باید حکمت بیاید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
معدنی در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۳۴ نوشته:

موسی علیه السلام درویشی را دید از برهنگی به ریگ اندر شده گفت ای موسی دعا کن تا خدا عزّوجلّ مرا کفافی دهد که از بی طاقتی به جان آمدم موسی دعا کرد و برفت. پس از چند روز که باز آمد از مناجات مرد را دید گرفتار و خلقی انبوه برو گرد آمده گفت این چه حالتست؟ گفتند خمر خورده و عربده کرده و کسی را کشته اکنون به قصاص فرموده‌اند و لطیفان گفته‌اند:
گربه مسکین اگر پر داشتی
تخم گنجشک از جهان برداشتی
عاجز باشد که دست قوت یابد
برخیزد و دست عاجزان برتابد
و لو بسط الله الرزق لعباده لبعوا فی الارض
موسی علیه السلام به حم جهان آفرین اقرار کرد و از تجاسر خویش استغفار
ماذا اخاضک یا مغرور فی الخطر
حتی هلکت فلیت النمل لم یطر
بنده چو جاه آمد و سیم و زرش
سیلی خواهد به ضرورت سرش
آن نشنیدی که فلاطون چه گفت
مور همان به که نباشد پرش
پدر را عسل بسیار است ولی پسر گرمی دارست.
آن کس که توانگرت نمیگرداند
او مصلحت تو از تو بهتر داند
کلیات سعدی.تصحیح محمد علی فروغی و مقابله با دو نسخه معتبر دیگر. به کوشش بها الدین خرمشاهی انتشارات دوستان. چاپ سوم ص 95

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
برهان در ‫۱ ماه قبل، جمعه ۲ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۱۷ نوشته:

و لو بسط اللهُ الرزقَ لعباده لبَغَوا فی الارض.
و اگر خدا روزی را بر بندگانش فراخ گرداند مسلما در زمین سر به عصیان برمی دارند.
آیه 27 سوره شوری

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
برهان در ‫۱ ماه قبل، جمعه ۲ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۲۲ نوشته:

ماذا اخاضَکَ یا مغرورُ فی الخَطَرِ

حتی هَلَکتَ فَلَیتَ النملَ لم یَطِرِ


 ای فریفتۀ دنیا چه چیز تو را در خطر فرو برد تا هلاک شدی ؟پس کاشکی مورچه پر در نمی آورد . 

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.