گنجور

حکایت شمارهٔ ۱۸

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان
 

عابدی را پادشاهی طلب کرد اندیشید که داروی بخورم تا ضعیف شوم مگر اعتقادی که دارد در حق من زیادت کند آورده اند که داروی قاتل بخورد و بمرد

آن که چون پسته دیدمش همه مغز

پوست بر پوست بود همچو پیاز

پارسایان روی در مخلوق

پشت بر قبله می‌کنند نماز

چون بنده خدای خویش خواند

باید که به جز خدا نداند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

بن درس نادرس نوشته:

نظراتتون رو در مورد این حکایت بنویسد. تا ما علاقه مندادن استفاده نماییم

👆☹

ما را همه شب نمی برد خواب نوشته:

حضرت امیر :
آدم منافق به سان درخت حنظل (هندوانه ابوجهل) است برگ هایش سبز و خرم اما طعم تلخ و ناگواری دارد

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام