گنجور

حکایت شمارهٔ ۱۸

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان
 

عابدی را پادشاهی طلب کرد.

اندیشید که دارویی بخورم تا ضعیف شوم مگر اعتقادی که دارد در حق من زیادت کند.

آورده‌اند که داروی قاتل بخورد و بمرد.

آن که چون پسته دیدمش همه مغز

پوست بر پوست بود همچو پیاز

پارسایان روی در مخلوق

پشت بر قبله می‌کنند نماز

چون بنده خدای خویش خواند

باید که به جز خدا نداند

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

گلستان به خط شکستهٔ خوانا و زیبا تحریر شده در دارالخلافهٔ طهران » تصویر ۴۶ کلیات شیخ سعدی علیه الرحمه » تصویر ۷۴ کلیات سعدی نسخهٔ ۱۰۳۴ هجری قمری » تصویر ۱۱۶ گلستان سعدی نسخهٔ کتابخانهٔ دیجیتال دانشگاه کمبریج » تصویر ۹۱ گلستان سعدی به خط میرزا محمد حسین شیرازی سال ۱۲۷۱ هجری قمری » تصویر ۱۰۰ گلستان سعدی به خط محمد محمود لاری به سال ۱۰۱۱ هجری قمری » تصویر ۱۱۱ گلستان سعدی به خط کاتب سلطانی میر علی حسینی » تصویر ۱۰۰ گلستان به همراه بوستان در حاشیه » تصویر ۸۴ گلستان سعدی خوشنویسی شده و مذهب » تصویر ۱۱۷ گلستان به خط توسط عبداللطیف شروانى سال ۹۷۱ هجری قمری » تصویر ۹۵ گلستان با بوستان در حاشیهٔ به خط محمدرضا تبریزی سنهٔ ۹۸۰ هجری قمری » تصویر ۱۱۵ کلیات سعدی مذهب و مصور نسخه‌برداری شده توسط عبدالله بن شیخ مرشد الکاتب در قرن دهم هجری » تصویر ۹۰ گلستان بایسنقری موزهٔ چستر بیتی کتابت به سال ۸۳۰ هجری قمری » تصویر ۳۵

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

بن درس نادرس نوشته:

نظراتتون رو در مورد این حکایت بنویسد. تا ما علاقه مندادن استفاده نماییم

👆☹

ما را همه شب نمی برد خواب نوشته:

حضرت امیر :
آدم منافق به سان درخت حنظل (هندوانه ابوجهل) است برگ هایش سبز و خرم اما طعم تلخ و ناگواری دارد

👆☹

میر ذبیح الله تاتار نوشته:

سلام
این شاه بیت سعدی اشاره میکند در مذمت زندگی تظاهر گران که همه کارش پر از تزویر وریا است
بدون شک زندگی عاری از معنا نیست یا معنی خوب دارد یا هم بد، مثلا حافظ زندگی ملامتیه قلندریه داشت ملامتیه میگفتند ما باید کاری بکنیم که از چشم مردم بی افتیم، کاریی نکنیم که مردم مارا ستایش کند و بگوید که آدم خوبی است، از این طریق میخواستند که نفس شان را ذلیل کنند، چون که ستایش بقول مولانا آدمی را چنان فربه میکند که خدا را از یاد میبرد. ذلیل کردن و خاضع نمودن نفس و بر سر نفس کفتن او در یک جامعه سنتی مذهبی عبارت است از گناه کردن. حافظ و دیگر ملامتیان شراب میخوردند، اما شراب خوردن شان یک معنای نهانی داشت، مثل همه شراب میخوردند اما بخاطر این شراب میخوردن که مردم به آنها بگویند فاسق اند تا از چشم مردم بیفتند، تا طالب مدح و ثنای این و آن نباشند تا نفس شان خاضع شده بندهٔ راستین خداوند باشند در واقع این کار ملامتیان خیلی معنا دارد حتی به گناه شان معنی میدهد، چون اقبال میفرماید گناه ابتکاری هم ثواب دارد، مسلمًا حافظ و ملامتیان گناه ابتکاری میکردند کاری میکردند در ظاهر، که باطنی داشت، باطنیکه از دید دیگران پنهان بود البته این کار شان به شرابخواری شان و به گناه شان معنا میداد ، اتفاقاً این معنای بدی نیست بلکه خوب است برخلاف ریاکاران، آدم ریاکار عبادت میکند نماز میخواند برای خدا نمیخواند بلکه برای مردم میخواند مصداق همین بیت سعدی:

آن که چون پسته دیدمش همه مغز
پوست بر پوست بود همچو پیاز

پارسایان روی در مخلوق
پشت بر قبله می‌کنند نماز

چون بنده خدای خویش خواند
باید که به جز خدا نداند

👆☹

میر ذبیح الله تاتار نوشته:

معنی بیت ها

 ۱  آن کس را که به نیکی و پرهیزگاری، همانند مغز پسته می پنداشتم، دریغا که همچون پیاز، پوست بر پوست کشیده و ریا می کرد

۲  همانا عبادت و نیکی زاهدان ریایی، بسان نماز اشخاصی که پشت به خانه کعبه نماز

می گزارند، بی اثر و باطل است.

 ۳ وقتی که بنده، خدای خود را می خواند و صدا می کند (عبادت می کند)، نباید کس دیگری را به جز خدا (برای عبادت و بندگی) بشناسد

👆☹

شکرستان