گنجور

غزل ۵۴۶

 
سعدی شیرازی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

جور بر من می‌پسندد دلبری

زور با من می‌کند زورآوری

بار خصمی می‌کشم کز جور او

می‌نشاید رفت پیش داوری

عقل بیچاره‌ست در زندان عشق

چون مسلمانی به دست کافری

بارها گفتم بگریم پیش خلق

تا مگر بر من ببخشد خاطری

باز گویم پادشاهی را چه غم

گر به خیلش در بمیرد چاکری

ای که صبر از من طمع داری و هوش

بار سنگین می‌نهی بر لاغری

زآنچه در پای عزیزان افکنند

ما سری داریم اگر داری سری

چشم عادت کرده با دیدار دوست

حیف باشد بعد از او بر دیگری

در سراپای تو حیران مانده‌ام

در نمی‌باید به حسنت زیوری

این سخن سعدی تواند گفت و بس

هر گدایی را نباشد جوهری

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | طیبات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر 589 کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر 916

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مهدی پزوهنده در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۳۴ نوشته:

بیت آخر ، تفاخر و تحدی سعدی است و چه درست و بجاست!

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.