گنجور

 
سعدی شیرازی
 

اگر آن عهدشکن با سر میثاق آید

جان رفته‌ست که با قالب مشتاق آید

همه شب‌های جهان روز کند طلعت او

گر چو صبحیش نظر بر همه آفاق آید

هر غمی را فرجی هست ولیکن ترسم

پیش از آنم بکشد زهر که تریاق آید

بندگی هیچ نکردیم و طمع می‌داریم

که خداوندی از آن سیرت و اخلاق آید

گر همه صورت خوبان جهان جمع کنند

روی زیبای تو دیباچه اوراق آید

دیگری گر همه احسان کند از من بخل است

وز تو مطبوع بود گر همه احراق آید

سرو از آن پای گرفته‌ست به یک جای مقیم

که اگر با تو رود شرمش از آن ساق آید

بی تو گر باد صبا می‌زندم بر دل ریش

همچنان است که آتش که به حراق آید

گر فراقت نکشد جان به وصالت بدهم

تو گرو بردی اگر جفت و اگر طاق آید

سعدیا هر که ندارد سر جان افشانی

مرد آن نیست که در حلقه عشاق آید

 
حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

نگین شکروی در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۲۴ نوشته:

بادرودوسپاس فراوان
درمصراع اول بیت نهم "وصالت" صحیح است
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
میلاد احمدی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۰۳ نوشته:

این شعر را استاد تاج اصفهانی در مایه اصفهان خوانده اند که شنیدنی تست و البته مصرع گر چه صبحیش نظر بر همه ... رو میخوانند گر چه صبحش نظری....

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
۷ در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۲۴ نوشته:

گر فراقت نکشد جان به وصالت بدهم
تو گرو بردی اگر جفت و اگر طاق آید
اگر درد دوری ات جانم را نگیرد با رسیدن به تو آن را میدهم زیرا در به هر روی جانم در گروه عشق تو است چه من ببرم(جفت آِید) و چه ببازم(تک آید)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
۷ در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۵ نوشته:

هر غمی را فرجی هست ولیکن ترسم
هر اندوهی رو به بهبودی مینهد ولی ترسم آن است
پیش از آنم بکشد زهر که تریاق آید
پیش از انکه پادزهر برسد زهر مرا بکشد
زان پیشتر که به تو برسم دق کنم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
۷ در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۲ نوشته:

سرو از آن پای گرفته‌ست به یک جای مقیم
که اگر با تو رود شرمش از آن ساق آید
سرو خوش قامت از جایش تکان نمیخورد زیرا میداند که با این کار در برابر قامت و ساق پای تو سرافکنده میشود و لقبش را از دست میدهد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ایرانی در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۲۴ نوشته:

تمام غز ل های سعدی شاهکاره حرف نداره.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.