گنجور

غزل ۱۰۳

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز حد گذشت جدایی میان ما ای دوست

بیا بیا که غلام توام بیا ای دوست

اگر جهان همه دشمن شود ز دامن تو

به تیغ مرگ شود دست من رها ای دوست

سرم فدای قفای ملامتست چه باک

گرم بود سخن دشمن از قفا ای دوست

به ناز اگر بخرامی جهان خراب کنی

به خون خسته اگر تشنه‌ای هلا ای دوست

چنان به داغ تو باشم که گر اجل برسد

به شرعم از تو ستانند خونبها ای دوست

وفای عهد نگه دار و از جفا بگذر

به حق آن که نیم یار بی‌وفا ای دوست

هزار سال پس از مرگ من چو بازآیی

ز خاک نعره برآرم که مرحبا ای دوست

غم تو دست برآورد و خون چشمم ریخت

مکن که دست برآرم به ربنا ای دوست

اگر به خوردن خون آمدی هلا برخیز

و گر به بردن دل آمدی بیا ای دوست

بساز با من رنجور ناتوان ای یار

ببخش بر من مسکین بی‌نوا ای دوست

حدیث سعدی اگر نشنوی چه چاره کند

به دشمنان نتوان گفت ماجرا ای دوست

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | بدایع | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر ۶۲۸

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مهرداد نوشته:

مصرع دوم از بیت اول، غلام باید به “از ان” تغییر یابد.: بیابیا که از ان توام بیا ای دوست

👆☹

کسرا نوشته:

سعدی… اونی که این شعر رو براش گفتی و باز بهت بی وفایی کرد توو اون زمان….لیاقت تو بزرگ مرد رو نداشته…
اشعار سعدی غذای روحه… سعدی تا ابد دوستت دارم…

هزار سال پس از مرگ من چو بازآیی
ز خاک نعره برآرم که مرحبا ای دوست
♥♥

👆☹

علی نوشته:

سعدی جان. معشوق اینقدر که تو می گویی جفا کار نیست. حجاب ما نگذارد که مهرش به ما برسد. البته حجاب ها را توقع آن است که او پاره کند و گرنه اگر حجاب دریدن میتوانستیم که دیگر در هجر نبودیم

👆☹

شروین نوشته:

با درود و احترام؛

به نظر می​رسد در خوانش شعر توسط جناب محمدی، در مصراع اول بیت دوم، ترکیب «ز دامن دوست» متصل به معنای مصراع اول خوانده شده. در حالیکه قاعدتاً با اتصال به مصراع دوم معنا کامل می​شود.

با سپاس

👆☹

ناصر نوشته:

شروین جان
یکبار دیگر با دقت گوش کن ، می بینی که ” زدامن تو “ را کاملاً متصل به مصرع دوم خوانده اند .

👆☹

شکرستان