گنجور

بخش ۲۲ - حکایت

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب نهم در توبه و راه صواب
 

به صنعا درم طفلی اندر گذشت

چه گویم کز آنم چه بر سر گذشت

قضا نقش یوسف جمالی نکرد

که ماهی گورش چو یونس نخورد

در این باغ سروی نیامد بلند

که باد اجل بیخش از بن نکند

نهالی به سی سال گردد درخت

ز بیخش بر آرد یکی باد سخت

عجب نیست بر خاک اگر گل شکفت

که چندین گل‌اندام در خاک خفت

به دل گفتم ای ننگ مردان بمیر

که کودک رود پاک و آلوده پیر

ز سودا و آشفتگی بر قدش

برانداختم سنگی از مرقدش

ز هولم در آن جای تاریک و تنگ

بشورید حال و بگردید رنگ

چو باز آمدم زآن تغیر به هوش

ز فرزند دلبندم آمد به گوش:

گرت وحشت آمد ز تاریک جای

به هش باش و با روشنایی در آی

شب گور خواهی منور چو روز

از اینجا چراغ عمل برفروز

تن کارکن می‌بلرزد ز تب

مبادا که نخلش نیارد رطب

گروهی فراوان طمع ظن برند

که گندم نیفشانده خرمن برند

بر آن خورد سعدی که بیخی نشاند

کسی برد خرمن که تخمی فشاند

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سعدی نوشته:

بر آن خورد سعدی که بیخی نشاند

👆☹

مسرور نوشته:

بر؛آن خورد سعدی!که بیخی نشاند:یعنی ای سعدی از میوه کسی میخورد(بهره مند میشود) که گیاهی و درختی کاشته باشد و مصرع بعدی این بیت نیز به همین منوال معنی شود.

👆☹

حمیدرضا محمدی نوشته:

بیت دوم و سوم:
«قضا نقش یوسف جمالی نکرد
که ماهی گورش چو یونس نخورد
در این باغ سروی نیامد بلند
که باد اجل بیخش از بن نکند»
در آخرین بخش هفتم باب از زبان جم در رثای نازنینش هم به شکل تکراری آمده است (بیت پنجم و ششم).

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام