گنجور

بخش ۷ - حکایت در معنی بیداری از خواب غفلت

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب نهم در توبه و راه صواب
 

فرو رفت جم را یکی نازنین

کفن کرد چون کرمش ابریشمین

به دخمه برآمد پس از چند روز

که بر وی بگرید به زاری و سوز

چو پوسیده دیدش حریرین کفن

به فکرت چنین گفت با خویشتن

من از کرم برکنده بودم به زور

بکندند از او باز کرمان گور

در این باغ سروی نیامد بلند

که باد اجل بیخش از بن نکند

قضا نقش یوسف جمالی نکرد

که ماهی گورش چو یونس نخورد

دو بیتم جگر کرد روزی کباب

که می‌گفت گوینده‌ای با رباب:

دریغا که بی ما بسی روزگار

بروید گل و بشکفد نوبهار

بسی تیر و دی ماه و اردیبهشت

برآید که ما خاک باشیم و خشت

 


با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

احسان نوشته:

واقعا از رفتن بیخبریم

👆☹

خاموش نوشته:

شعری بس پر مغز و زیباست و در خور فکر
و گویا دو بیت آخر را از جامی به شیوه زیر نقل می کنند
دریغا که بی ما بسی روزگار / بروید گل و بشکفد نوبهار
بسی تیر و مرداد و اردیبهشت / بیاید که ما خاک باشیم و خشت
اما از آنجا که جامی بر حسب سنه بر شیخ عجل مقدم نیست
نمیتوان دوبیت مذکور را تضمین بر جامی بر شمرد .
اگر از بزرگان کسی را اطلاع از احوال گوینده ی با رباب و منظور سعدی درین باب هست ، ما را نیز بهره مند بفرمایند.

👆☹

نادر.. نوشته:

چو بی ما نباشد دمی روزگار
تو گل شاد زی، هر زمانت بهار! ..

👆☹

حمیدرضا محمدی نوشته:

بیت پنجم و ششم:
«در این باغ سروی نیامد بلند
که باد اجل بیخش از بن نکند
قضا نقش یوسف جمالی نکرد
که ماهی گورش چو یونس نخورد»
در آخرین بخش این باب در رثای کودک خود سعدی هم به شکل تکراری آمده است (بیت دوم و سوم).

👆☹

علی رضا صادقی نوشته:

به خاموش عزیز:
نوشته ای:«اما از آنجا که جامی بر حسب سنه بر شیخ عجل مقدم نیست» شیخ اَجَلّ» صحیح است. اجلّ یعنی جلیل تر و ارجمندتر… با سپاس

👆☹

دریای سخن - دریای شعر فارسی برای اندروید