گنجور

بخش ۲ - تقریر عشق مجازی و قوت آن

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور
 

تو را عشق همچون خودی ز آب و گل

رباید همی صبر و آرام دل

به بیداریش فتنه بر خد و خال

به خواب اندرش پای بند خیال

به صدقش چنان سر نهی در قدم

که بینی جهان با وجودش عدم

چو در چشم شاهد نیاید زرت

زر و خاک یکسان نماید برت

دگر با کست بر نیاید نفس

که با او نماند دگر جای کس

تو گویی به چشم اندرش منزل است

وگر دیده بر هم نهی در دل است

نه اندیشه از کس که رسوا شوی

نه قوت که یک دم شکیبا شوی

گرت جان بخواهد به لب بر نهی

ورت تیغ بر سر نهد سر نهی

 


با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین نوشته:

واقعا زیبا بود

👆☹

khaste نوشته:

با سلام. فکر کنم یک اشتباه تایپی در بیت دوم رخ داده و به جای “بر حط و خال …” نوشته شده “یر خد و خال …”

👆☹

حمیدرضا نوشته:

خد /xad[d]/
رخسار؛ گونه؛ چهره؛ رخساره

بهتر بود “بر خد” نوشته شود (با فاصله)

👆☹

لیرا نوشته:

” همچون خودی ز آب و گل” در اینجا به چه معنی بکار رفته؟

👆☹

بصیر نوشته:

با سلام،

در جایی بیت زیر را در دنبال بیت اول خواندم، مطمعن نیستم از شیخ اجل است یانه:

عجب داری از سالکان طریق
که باشند در بحر معنی دقیق

در ضمن اینکه شاید بجای دقیق ” غریق ” پر معنا تر باشد و نزدیک تر به سبک سعدی!!! شاید

از راهنمایی شما متشکرم

👆☹

رامین نوشته:

بصیر جان مطمئن درست است.

بله در گنجور بخش زیر را ببینید:
سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور

چو عشقی که بنیاد آن بر هواست

چنین فتنه‌انگیز و فرمانرواست

عجب داری از سالکان طریق

که باشند در بحر معنی غریق؟

👆☹

دریای سخن - دریای شعر فارسی برای اندروید