گنجور

بخش ۱ - سرآغاز

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور
 

خوشا وقت شوریدگان غمش

اگر زخم بینند و گر مرهمش

گدایانی از پادشاهی نفور

به امیدش اندر گدایی صبور

دمادم شراب الم در کشند

وگر تلخ بینند دم در کشند

بلای خمار است در عیش مل

سلحدار خار است با شاه گل

نه تلخ است صبری که بر یاد اوست

که تلخی شکر باشد از دست دوست

ملامت کشانند مستان یار

سبک تر برد اشتر مست بار

اسیرش نخواهد رهایی ز بند

شکارش نجوید خلاص از کمند

سلاطین عزلت، گدایان حی

منازل شناسان گم کرده پی

به سر وقتشان خلق ره کی برند

که چون آب حیوان به ظلمت درند

چو بیت‌المقدس درون پر قباب

رها کرده دیوار بیرون خراب

چو پروانه آتش به خود در زنند

نه چون کرم پیله به خود برتنند

دلارام در بر، دلارام جوی

لب از تشنگی خشک، بر طرف جوی

نگویم که بر آب قادر نیند

که بر شاطی نیل مستسقیند

 


با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

للـه گانی نوشته:

وا شگفتا که قدرت نفوذ سخن شیخ اجل در فطرت آدمی در میان حقایق کاذب مکرر چنین صفدر است…

👆☹

Paria matipour نوشته:

این شعر در بیت (نه تلخ است صبری که بر یاد اوست …) کلمه صبر در این بیت ایهام دارد

👆☹

بابک احمدی نوشته:

بطور کلی دروصف شوریدگان خالق که دربرابرناملایمات صبروبردباری نشان می دهندوخویشتندارهستندحتی به وقت تشنگی برساحل نیل…
ولی نکته خالب اشاره به بیت المقدس و گنبد آباد آن و بیرون خراب آن است.اشاره ای تاریخی و تامل برانگیز.

👆☹

لیرا نوشته:

اسیرش نخواهد رهایی ز بند
شکارش نجوید خلاص از کمند

مولانا هم میگه:

صنما تو همچو شیری من اسیر تو چو آهو
به جهان کی دید صیدی که بترسد از رهایی

👆☹

مجتبی نوشته:

سعدی دل روشنت صدف وار هر قطره که خورد گوهر آورد

👆☹

دریای سخن - دریای شعر فارسی برای اندروید