لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
ابوالفرج رونی

چه دلبری چه عیاری چه صورتی چه نگاری

به گاه خلوت جفتی به گاه عشرت یاری

به غمزه عقل گدازی به چنگ چنگ نوازی

به وعده روبه بازی به عشق شیر شکاری

چو بوی خواهم رنگی چو صلح جویم جنگی

چو راست رانم لنگی چه خوست اینکه تو داری

شگفت یوسف روئی چرا نه یوسف خوئی

یکی قرینه اوئی ولیک گرگ تباری

نه سائی و نه بسودی نه کاهی و نه فزودی

نه بندی و نه گشودی چه دیو دست سواری

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
سراج قمری

به چهره صورت چینی، به زلف مشک تتاری

زغصه مشک بسوزد چو چین به زلف درآری

دلم به خشم سپردی، مکن که نیک نباشد

دلی که هندوی توست ار به دست ترک سپاری

مده چو خاک به بادم اگرچه هست تن من

[...]

مولانا

اگر مرا تو ندانی بپرس از شب تاری

شبست محرم عاشق گواه ناله و زاری

چه جای شب که هزاران نشانه دارد عاشق

کمینه اشک و رخ زرد و لاغری و نزاری

چو ابر ساعت گریه چو کوه وقت تحمل

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
جویای تبریزی

اگر محاسبه روز حشر در نظر آری

در این دو روزه حیات اینقدر به خود نسپاری

صفایی جندقی

به کیش من که حرام است غیر فکر تو کاری

نظر حلال نباشد به ماسوای تو باری

دل اختلاط ترا برگزیده از همه عالم

که دیده در همه عالم ندیده چون تو نگاری

به طرف عارضت آن زلفکان تافته مانا

[...]

ترکی شیرازی

کنند سنگدلان ادعای دین داری

به کفر روی نهادند با ستمکاری

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه