چه دلبری چه عیاری چه صورتی چه نگاری
به گاه خلوت جفتی به گاه عشرت یاری
به غمزه عقل گدازی به چنگ چنگ نوازی
به وعده روبه بازی به عشق شیر شکاری
چو بوی خواهم رنگی چو صلح جویم جنگی
چو راست رانم لنگی چه خوست اینکه تو داری
شگفت یوسف روئی چرا نه یوسف خوئی
یکی قرینه اوئی ولیک گرگ تباری
نه سائی و نه بسودی نه کاهی و نه فزودی
نه بندی و نه گشودی چه دیو دست سواری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیباییهای معشوقهاش میپردازد و او را با صفات و ویژگیهای جذاب توصیف میکند. او از لحظات عاشقانه و اشتیاق به وصال یاد میکند و در عین حال تضادهایی را نیز بیان میکند، از جمله اینکه در عشق گاهی صلح و گاهی جنگ پیش میآید. شاعر به ویژگیهای خاص معشوقه اشاره میکند و میگوید که او به هیچ عنوان شبیه دیگران نیست و ویژگیهای منحصر به فردی دارد. در کل، این شعر به ابراز عشق و زیباییشناسی پرداخته و از پیچیدگیهای عشق سخن میگوید.
هوش مصنوعی: زیبایی و ظرافت تو در کنار هم دل را میرباید. در دورانی که به دور از دیگران هستیم، تو بهترین همدم و یاریام هستی.
هوش مصنوعی: با اشارهای زیرکانه و فریبنده، ذهن را به تلاطم میاندازی، با نواختن سازی، به وعدهای فریبنده دعوت میکنی و به عشق و شوق شکار، به سوی ماجراجویی میکشانی.
هوش مصنوعی: هر زمان که به بوی خوشی نیاز داشته باشم، به رنگی روی میآورم. وقتی بخواهم صلح را جستجو کنم، با جنگ روبرو میشوم. وقتی تلاش میکنم راستین باشم، به قسمتی نادرست راه میزنم. راستی این است که آنچه تو داری، چه چیز شگفتانگیزی است!
هوش مصنوعی: چرا زیبایی یوسف را میبینی اما اخلاق و شخصیت او را نه؟ ممکن است ظاهرش شبیه او باشد، اما از نظر روح و دل، شباهتی به او ندارد، بلکه مانند گرگ است.
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که نه از چیزی کم میشود و نه به چیزی افزوده میشود؛ نه چیزی محدود است و نه آزاد. این حالت نشاندهندهی وجود یک نیروی غیرقابل کنترل است که موجب این شرایط میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به چهره صورت چینی، به زلف مشک تتاری
زغصه مشک بسوزد چو چین به زلف درآری
دلم به خشم سپردی، مکن که نیک نباشد
دلی که هندوی توست ار به دست ترک سپاری
مده چو خاک به بادم اگرچه هست تن من
[...]
اگر مرا تو ندانی بپرس از شب تاری
شبست محرم عاشق گواه ناله و زاری
چه جای شب که هزاران نشانه دارد عاشق
کمینه اشک و رخ زرد و لاغری و نزاری
چو ابر ساعت گریه چو کوه وقت تحمل
[...]
اگر محاسبه روز حشر در نظر آری
در این دو روزه حیات اینقدر به خود نسپاری
به کیش من که حرام است غیر فکر تو کاری
نظر حلال نباشد به ماسوای تو باری
دل اختلاط ترا برگزیده از همه عالم
که دیده در همه عالم ندیده چون تو نگاری
به طرف عارضت آن زلفکان تافته مانا
[...]
کنند سنگدلان ادعای دین داری
به کفر روی نهادند با ستمکاری
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.