گنجور

 
رضی‌الدین آرتیمانی
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع «کسی نداند از آن بی‌نشان نشان ما را» مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «ا» است.

حرف آخر قافیه

الف
ت
د
ش
ل
م
ی

۱: بسوختیم به برق طلب سراپا را - کسی نداند از آن بی‌نشان نشان ما را

۲: چون بادگری سر نکند راه عدم را - داد است بگوئید عرب را و عجم را

۳: فلک دگر نتواند گشود کار مرا - کرشمه‌ای نتواند کشید بار مرا

۴: ز هر در میروی مطلب مهیاست - عجب بابیست این باب محبت

۵: محبت کرد آخر با منش رام - الهی من بقربان محبت

۶: شدم صیدی که نتوان زد تغافل - به صیادی که داند زخم کاری است

۷: داند آنکس که ز دیدار تو بر خوردار است - که خرابات و حرم غیر در و دیوار است

۸: سایهٔ سرو بلندت از سر من کم مباد - کو خلاصم از غم شبهای هجران کرده است

۹: نمیگویم بگاه جلوه کردن - دلم چشم و لبش با غمزه‌اش برد

۱۰: به غیر راز دل در صحبت دشمن نمی‌ریزد - غمی در دل اگر دارد چرا بر من نمی‌ریزد

۱۱: دلم را برد زلف مشک رنگش - چه چاره تا برون آرم ز چنگش

۱۲: هم‌آغوش که شد یارب که امشب - خجالت می‌تراود از نگاهش

۱۳: رود از رفتنت فرزانه از هوش - شود از دیدنت دیوانه عاقل

۱۴: گر نسازی کرده‌های ما بحل - وای ما و وای جان و وای دل

۱۵: جز نیم نفس نیست غم و شادی عالم - بر نیم نفس من چه بگریم چه بخندم

۱۶: نه اشکم داشت تاثیری نه آهم - ز هر سو ناامیدی بسته راهم

۱۷: ما بهر هلاک خود هلاکیم - ز آلایش آب و خاک، پاکیم

۱۸: در قتل من بغیر نهان یار بوده‌ای - من غافل از فریب و تو در کار بوده‌ای

۱۹: چه افسون با من دیوانه کردی - که از هر آشنا بیگانه کردی

۲۰: هرگز نگرفتیم بخوبان سر راهی - وز جذب نظر وانکشیدیم نگاهی