گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

روز وداع گریه نه در حد دیده بود

توفان اشک تا به گریبان رسیده بود

نزدیک بود کز غم من ناله برکشد

از دور هر که نالهٔ زارم شنیده بود

دیدی که: چون به خون دلم تیغ برکشید؟

آن کس که جان به خون دلش پروریده بود

آن سست عهد سرکش بدمهر سنگدل

ما را به هیچ داد، که ارزان خریده بود

چون مرغ وحشی از قفس تن رمیده شد

آن دل، که در پناه رخش آرمیده بود

زان دردمند شد تن مسکین، که مدتی

دل درد آن دو نرگس بیمار چیده بود

روز وداع دل بشد از دست و حیف نیست

کان روز اوحدی طمع از جان بریده بود

 
حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

الهام در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۴۴ نوشته:

در این غزل و چند غزل قبلی، وزن شعر، به صورت مقصور است که در این جا، محذوف نوشته شده است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حسین علویانی در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۲ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۱۴ نوشته:

ببخشید تصحیح میکنم (آنکس که جان به خون دلش پروریده بود)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.