اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الخامس: فی حسن العمل و ما یتضمّنه من المعانی ممّا اطلق علیه اسم الحسن
»
شمارهٔ ۴۶
اندر ره عشق هر که دارد گذری
با خود نکند به هیچ وجهی نظری
گر هرچه به شهوت است آن عشق بود
پس عاشق صادق است هر گاو و خری



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به نقد عشقهای سطحی و شهوانی میپردازد. شاعر میگوید که هر کس در مسیر عشق قدم بگذارد، باید از نظرات و ظواهر دوری کند. او با بیان اینکه عشق واقعی فراتر از تمایلات شهوانی است، تأکید میکند اگر عشق تنها بر اساس شهوت باشد، هر موجودی مانند گاو و خری که به این خواستهها پاسخ دهد، عاشق حقیقی به حساب میآید. در واقع، عشق حقیقی باید نگاهی عمیقتر و باطنیتر داشته باشد.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، کسی که تجربهای دارد، هیچگاه نظرش را به چیزی دیگر معطوف نمیکند.
هوش مصنوعی: اگر هر چیزی که به تمایلات نفسانی مربوط میشود، عشق محسوب شود، پس هر حیوانی که عاشق است، میتواند به صداقت عشق خود افتخار کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل سیر نگرددت ز بیدادگری
چشم آب نگرددت، چو در من نگری
این طرفه که: دوستتر ز جانت دارم
با آن که ز صد هزار دشمن بتری
شمشاد قد و نوش لب و عاج بری
سنگین دل و سیمین ذقن و زر کمری
هم سرو روان و هم بت کاشغری
مر حورا را تو سخت نیکو پسری
ای خالق ذوالجلال هر جانوری
وی رهرو رهنمای هر بی خبری
بستم کمر امید بر درگه تو
بگشای دری که من ندارم هنری
گرزین دل سوخته برآید شرری
در دایره ثری نماند اثری
گر پیش توام هست نگاراخطری
بردار حجاب هجر قدر نظری
روزی که چو باد پیش من برگذری
دردسر و رنج دل و خون جگری
وآن شب که چو مه به روی من در نگری
نور جگر و قوت دل و تاج سری
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.