گنجور

شمارهٔ ۹۲

 
عرفی
عرفی شیرازی » مثنویات
 

منم که میکنم از درد بیکرانه خویش

مگو مگو زغم آرایش زمانه خویش

فلک بچرب زبانی گدای فرصت نیست

بمدعی ندهی گوهر یگانه خویش

ز نفخ صورنه طوفان نوح بی خطر است

چرا نتازد عنقاب بآشیانه خویش

بوعدگاه تو امید آنقدر بنشاند

که در دیار خودم سوخت شوق خانه خویش

خراب آتش رمز محبتم عرفی

که در شرار نهان میکندر زبانه خویش



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور