گنجور

شمارهٔ ۵۹

 
عرفی
عرفی شیرازی » مثنویات
 

هر کس که در بهار بصحرا برون رود

عیش آنگهی کند که بذوق جنون رود

عارف بخار وگل چو بینید بروی دوست

روزی دری گشاید و بیخود درون رود

هربامجوی بر اثر عشق روکه گل

رویش بمطلب است ولی واژگون رود

سرچشمه تراوش دشنام همت است

هر ماجرا که بر سر دنیای دون رود

دریافتم زبوی تو عرفی که بهرگام

صدره دمی بخانه عرفی زبون رود



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور