هر که از روشندلی داد ادا فهمی دهد
شاهد لفظ مرا آیینه می معنی دهد
بس که مجنون نگاه خوش خرامی گشته ام
گرد راهم یادی از نظاره ی لیلی دهد
آن بهشتی رو که من دارم خیال سنبلش
پیچ و تابم را قماش طره ی حوری دهد
تیرگی آیینه را منظور روشنگر کند
کار ما را صورت آخر بی سرانجامی دهد
نورس از پر کاری تصویر این سحر حلال
خانه ی معنی نگارت خجلت مانی دهد