نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۸

هر که از روشندلی داد ادا فهمی دهد

شاهد لفظ مرا آیینه می معنی دهد

بس که مجنون نگاه خوش خرامی گشته ام

گرد راهم یادی از نظاره ی لیلی دهد

آن بهشتی رو که من دارم خیال سنبلش

پیچ و تابم را قماش طره ی حوری دهد

تیرگی آیینه را منظور روشنگر کند

کار ما را صورت آخر بی سرانجامی دهد

نورس از پر کاری تصویر این سحر حلال

خانه ی معنی نگارت خجلت مانی دهد