نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۴

زد ابلق آن نگاه سفید و سیاه و سرخ

موجی زد این بهار سفید و سیاه و سرخ

از شرم خط یار که از رحمت آیتی است

مصحف شد آشکار سفید و سیاه و سرخ

از سیم اشک و چهره زرین و فلس داغ

دارم پی نثار سفید و سیاه و سرخ

خیزد ز فیض لعل و بناگوش و خط یار

از خاک من غبار سفید و سیاه و سرخ

نورس هزار نقش زند بیشتر بر آب

تا کف کند نگار سفید و سیاه و سرخ