ای لبت سرچشمه آب حیات
بوسه ات شیرین تر ازشهد و نبات
گر خرامی یکره از خانه برون
خوبرویان بر رخت گردند مات
طاق ابرویت چو بیند برهمن
بگذرد از سجده لات و منات
شرح حسنت گنجدم اندر بیان
گر بگنجد بیجهت اندر جهات
ایها الساقی ادر کاس الرحیق
تا نمایم حل جمله مشکلات
بهر تسکین دل من بوسه
کرده خطت برلب نوشین برات
چهره بنما تا که چون نور علی
خیزم و سازم دل و جانرا فدات
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقهاش اشاره میکند و او را سرچشمه آب حیات میداند. بوسهاش را شیرینتر از عسل و نبات توصیف میکند. وقتی او از خانه خارج میشود، همه زیبارویان در برابر زیباییاش مبهوت میشوند. ابروی او به قدری جذاب است که ارزش سجده بر بتهای جلال و زیبایی را نداشته و برتری دارد. شاعر از ساقی میخواهد که جام را پر کند تا با نوشیدن آن، مشکلاتش را حل کند. او در اینجا از بوسهی معشوقهاش به عنوان تسکینی برای دل خود یاد کرده و از او میخواهد که چهرهاش را نشان دهد تا او را به چنان عشقی بسپارد که جان و دل را فدای او کند.
هوش مصنوعی: لبان تو مانند چشمه ای هستند که آب حیات را به همراه دارند و بوسه تو شیرین تر از عسل و نبات است.
هوش مصنوعی: اگر به آرامی از خانه بیرون بیایی، زیبایانی که در اطراف هستند، به تماشای تو جلب میشوند و حیرتزده میمانند.
هوش مصنوعی: وقتی برهمن به زیبایی طاق ابروی تو نگاه کند، از سجدهای که برای لات و منات میگذارد، صرفنظر میکند.
هوش مصنوعی: زیباییهای تو را نمیتوان در کلمات بیان کرد، چون در هر سمت و سویی که به تو اشاره شود، بیجهت و ناپیداست.
هوش مصنوعی: ای ساقی، بزن به دور کاسه شراب که با این نوشیدنی میخواهم تمام مشکلاتم را حل کنم.
هوش مصنوعی: برای آرامش دلم، خط زیبایت مانند بوسهای روی لبهای شیرین من نشسته است.
هوش مصنوعی: چهرهات را نشان بده تا مانند نوری درخشان بهسوی تو بیایم و دل و جانم را به پای تو فدا کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای به خور مشغول دایم چون نبات
چیست نزد تو خبر زین دایرات؟
خود چنین بر شد بلند از ذات خویش
خیره خیر این نیلگون بیدر کلات؟
یا کسی دیگر مر او را بر کشید
[...]
صاحب معراج و صدر کاینات
سایهٔ حق خواجهٔ خورشید ذات
ابر بر ناید پی منع زکات
وز زنا افتد وبا اندر جهات
چون لبت از مصر کی خیزد نبات
کز نباتت میچکد آب حیات
دوستانت ز آب حیوان بینصیب
تشنگان جان داده نزدیک فرات
صانع از روی تو شمعی برفروخت
[...]
چون لبت مصرکی خیزد نبات
کز نباتت می چکد آبِ حیات
دوستانت ز آبِ حیوان بی نصیب
تشنگان جان داده نزدیکِ فرات
صانع از روی تو شمعی برفروخت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.