گنجور

 
نورعلیشاه

ای صفاتت سربسر روپوش ذات

ذات پاکت گشته مخفی در صفات

حسن تو چون کرد آهنگ ظهور

گشت مرآت جمالت کاینات

ذره تابید از مهر رخت

کرد روشن جان جمله کاینات

قطره بارید ز ابر رحمتت

شدبظلمات عدم آب حیات

برهمن گر هست از ایمان بری

حسن تو میبیند از لات و منات

هر زمان جویم ترا در گوشه

گه بسوی کعبه گاهی سومنات

جلوه بنمودی از نور علی

عالمیرا ساختی بر خویش مات

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ناصرخسرو

ای به خور مشغول دایم چون نبات

چیست نزد تو خبر زین دایرات؟

خود چنین بر شد بلند از ذات خویش

خیره خیر این نیلگون بی‌در کلات؟

یا کسی دیگر مر او را بر کشید

[...]

همام تبریزی

چون لبت از مصر کی خیزد نبات

کز نباتت می‌چکد آب حیات

دوستانت ز آب حیوان بی‌نصیب

تشنگان جان داده نزدیک فرات

صانع از روی تو شمعی برفروخت

[...]

حکیم نزاری

چون لبت مصرکی خیزد نبات

کز نباتت می چکد آبِ حیات

دوستانت ز آبِ حیوان بی نصیب

تشنگان جان داده نزدیکِ فرات

صانع از روی تو شمعی برفروخت

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از حکیم نزاری
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه