روشن از نور رخش تا چشم ماست
چشم ما روشن بانوار خداست
قطره گر پیش آن دریا نهیم
عین ما دریا و دریا عین ماست
شاه هفت اقلیم بهر لقمه
بر دل دولتسرای ما گداست
کی بدل کبر و ریا را ره دهیم
دل حریم بارگاه کبریاست
تو چه دانی درد و درد دل
درد درد دل دوای دارالشفاست
بر سریر فقر چون نور علی
تاجداری اندرین کشور کجاست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف روشنی و نور الهی میپردازد که در وجود انسانها و به ویژه در چشمها محسوس است. شاعر با بیان اینکه دریا و قطره به یکدیگر وابستهاند، نشان میدهد که وجود انسان و خداوند نیز به هم مرتبط است. همچنین، او به این نکته اشاره میکند که شاهان و بزرگانی که در جستجوی قدرت و ثروت هستند، در واقع در دل فقرا به دنبال راز و حقیقتاند. شاعر به کماهمیتی کبر و ریا تأکید میکند و میگوید که برای درمان دردها، باید به خداوند توجه کرد و در فضای فقر و نیاز، نور و تاجداری را جستجو کرد.
هوش مصنوعی: نور چهره تو تا چشم ما میتابد و چشم ما به نور خدا روشن است.
هوش مصنوعی: اگر یک قطره را در مقابل دریا قرار دهیم، میتوان گفت که آن قطره نیز نمایی از دریا را به نمایش میگذارد و دریا هم در حقیقت همان قطره را در خود دارد.
هوش مصنوعی: پادشاه هفت کشور به خاطر یک لقمه نان، دلش به حال ما که در فقر زندگی میکنیم، میسوزد.
هوش مصنوعی: به کسانی که به خود بزرگبینی و تظاهر میپردازند، نباید اجازه بدهیم که به دل ما راه پیدا کنند، زیرا دل باید در جایگاه بزرگی و مقدس باشد.
هوش مصنوعی: تو چه میدانی از رنج و احساسات درونی، دردی که در دل دارم، تنها راه درمان آن در دارالشفا است.
هوش مصنوعی: در یک وضعیت فقر، آیا کسی در این سرزمین وجود دارد که مثل نور علی درخشان، با عظمت و شکوه باشد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرغ ایمانرا دو پر خوف و رجاست
مرغ را بیپر پرانیدن خطاست.
ای نگارین چون تو از خوبان کجاست
نیست کس را آنچه از گیتی تراست
قد و روی و زلف،سرو و ماه مشک
مشک، پیچان، ماه، تابان، سرو،راست
تا مرا مهر تو اندر دل نشست
[...]
«ای قوامی هر که چون تو نانباست
تا قیام الساعه فخر شهر ماست »
«گندم فضل خدای از بهر تو
کشته اندر دستگرد کبریاست »
«تخمش از تقدیس عرش ایزدیست
[...]
رتبت و تمیکن صدر موئتمن
همچو قدر و همتش بیمنتهاست
آفتابش در سخاوت مقتدیست
واسمان را در کفایت مقتداست
طبع شد بیگانه با آز و نیاز
[...]
عشق تو همچون قضا فرمانرواست
وصل تو همچون قدر مشکل گشاست
لعل میگونت بسرخی میزند
سرخیش زانست کاندر خون ماست
عشق تو زرد کرد رنگ روی من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.