دوش در بزم جنان ساقی جان سرشارو مست
پایکوبان خوش درآمدجام کافوری بدست
در بروی غیر بست و بند برقع برگشود
زد صلای باده از هر سوی برهشیار و مست
گفتم این جام از برای کیست گفت آنکس که چشم
در تجلی جمال یار از اغیار بست
گفتمش از بهر وی خاصیت آن جام چیست
گفت آرد بر سبوی هستی جانش شکست
گفتم او را از وفای عهد حاصل چیست گفت
بنددش دل در وفای عهد و میثاق الست
گفتم آن را در شکیب جان درستی چیست گفت
آرد اندر محفل اسرار شاهانه نشست
گفتم اندر محفل ابرار جای کیست گفت
هرکه چون نور علی از خویشتن یکباره رست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وصف یک میخوارگی و محفل شادی در بهشت میپردازد. ساقی با جامی پر از باده ظاهر میشود و همه را به شادی و پایکوبی دعوت میکند. او به سخن شاعر میگوید که این جام خاص، برای کسی است که نگاهش تنها به جمال یار (محبوب) دوخته شده و از غیر او دوری میکند. در ادامه، شاعر میپرسد که خاصیت این جام چیست و پاسخ میگیرد که این جام سبب میشود انسان در مسیر حقیقت و وجود خود شکسته و دگردیسی یابد. همچنین، شاعر به وفای عهد و میثاق الهی اشاره میکند و معتقد است که در محفل ابرار، افرادی که مانند نور علی از خود رستهاند، جای دارند. در کل، این شعر به موضوع عشق، وفای عهد و جستجوی حقیقت میپردازد.
هوش مصنوعی: دیروز در مجلس بهشت، ساقی شادیبخش و با روح، در حالی که پرانرژی و شاداب بود، وارد شد و جامی پر از عطر کافور در دست داشت.
هوش مصنوعی: به سوی دیگران در را بستی و نقاب را کنار گذاشتی. صدای شراب از هر سو شنیده میشود و هر کس هشیار و مست است.
هوش مصنوعی: گفتم این جام برای چه کسی است؟ گفت: برای کسی که چشم خود را از تماشای دیگران بسته و در زیبایی یار غرق شده است.
هوش مصنوعی: از او سوال کردم که ویژگی این جام برای او چیست. او پاسخ داد که این جام، روح و جانش را میشکند و او را به دنیای وجود میبرد.
هوش مصنوعی: وقتی من از او پرسیدم که وفای به عهد چه نتیجهای دارد، او پاسخ داد که دلش را به وفای به عهد و پیمان الهی میبندد.
هوش مصنوعی: در پاسخ به سوال من دربارهی حقیقت و حقیقتجویی، او گفت که در محفل اسرار و موقعیتهای ویژهای، این مسائل به درستی روشن میشود.
هوش مصنوعی: در جمع نیکان و پاکان، جای چه کسی است؟ پاسخ داده شد که هر کس مانند نور علی، از خود و وجودش به یکباره و به روشنی میدرخشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای شهی کز مهر تو چون بهرمان گردد چمست
جام می بستان که عید فرخ و جشن جمست
چون جمت با دادیار و ملک نارفته ز چنگ
رخ ز می بیجاده رنگ و دل ز ناز و نوش مست
با رضای تو ولی را خار گردد چون حریر
[...]
رای نورانی او جز آفتاب چرخ نیست
زانکه نورش در جهان نزدیک هست و دور هست
هفت کشور در خط فرمان سلطان سنجرست
هفتگردون در کف پیمان سلطان سنجر است
جز خداوندی که عالم بندهٔ تقدیر اوست
کیست در عالم که او سلطان سلطان سنجر است
گرچهگیتی روشنیگیرد ز نور آفتاب
[...]
توبهٔ من جزع و لعل و زلف و رخسارت شکست
دی که بودم روزهدار امروز هستم بتپرست
از ترانهٔ عشق تو نور نبی موقوف گشت
وز مغابهٔ جام تو قندیلها بر هم شکست
رمزهای لعل تو دست جوانمردان گشاد
[...]
تاج دین محمودبن عبدالکریم است آنکه هست
از می احسان او گیتی پر از هشیار روست
صاحب دیوان استیفا که اهل فضل را
اندر او اهلیت صاحب قرانی بود و هست
از دوات کله گیسوی منیر افسر بکلک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.