گنجور

 
نورعلیشاه

عشق تو شط و دل ما هست بط

نیست بط را منزلی جز روی شط

شاه خوبانی و در فرمان تو

چون قلم بنهاده خوبان سر بخط

دانه دام از برای صید دل

بس بود صیاد ما را خال و خط

عاشقان را جز حدیث عشق یار

شرح کردن در بیان باشد غلط

ساقیم مست است و پیماید بکام

میکشان را باده گلگون ز بط

در معانی نکته ها سازد بیان

کلک گوهر بار من از یک نقط

عارفی کی کرده چون نور علی

در معارف نکته سنجی زین نمط

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
قاسم انوار

این سخن بشنید زنگی سقط

گفت قاضی راکه:بس کردی غلط

اسیری لاهیجی

راه عاشق نیست ای زاهد غلط

رهبر او بس بود عشق فقط

عین لطف است هرچه بر ما می رود

گر نماید پیش تو عین سخط

هست هستی محض خیر و شر عدم

[...]

سلیم تهرانی

بس که می‌ترسم میان ما و او

در حساب دوستی افتد غلط،

نامه‌ای هرگه فرستم سوی او

بر قلم خطی کشم چون چوب‌خط!

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه