شبِ دامندراز کوتهرای
سر بیچارگی فگند بهپای
عاجز آمد ز حجّت آوردن
تاب بسیار داد بر گردن
سر تسلیم عاقبت بنهاد
گفت با آفتاب از سرِ داد:
«تو به رتبت فرد ز من زانی
که لقبتاشِ شاه ایرانی
نیست اینجا دگر مجال سخن
منقطع شد مقالت تو و من
هریک اکنون به وسع و طاقت خویش
شیوهای نیز بر سیاقت خویش
پیش گیریم و مدح شاه کنیم
روی در سایۀ الٰه کنیم
من و تو هر دو دستیار شویم
خدمتی را مگر به کار شویم
کمر بندگی چنان بندیم
که چو جان بر میانمان بندیم
تو به روی و به رای مانندی
به کلاه و قبای مانندی
من و شبرنگِ شاه همرنگیم
هردو با کوه قاف همتنگیم
او سبکخیز و من گرانجانم
من چو او سیر کرد نتوانم
تو چو اقبال او جهانگیری
زان چنین بر فلک مکان گیری
اوج رفعت ز قدر او داری
قلب روشن ز صدر او داری
زو بیاموختی دُر افشانی
من چه گویم دگر تو خود دانی
گر نه از فیض رای او بودی
روی تو کی چنین نکو بودی؟»
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این بیتها، شاعر به موضوع گفتگو و مقایسه خود با شخص دیگری میپردازد. او احساس بیچارگی کرده و به مانعهای موجود در زندگیش اشاره میکند. در ادامه، شاعر به تسلیم شدن در برابر قدرت و عظمت شاه سخن میگوید و به این نتیجه میرسد که باید به عدالت و بزرگی او اعتراف کند.
شاعر بیان میکند که هریک باید در حد توان و استعداد خود خدمت کنند و به مدح شاه ادامه دهند. او تأکید میکند که اگرچه از نظر نیرو و توان متفاوتند، اما باید با یکدیگر همکاری کنند. در نهایت، شاعر از زیبایی و نیکی شخص صحبت میکند و به این نکته اشاره میکند که اگر فیض شاه نبود، او به این زیبایی نمیرسید.
به طور کلی، این اشعار به موضوع بندگی، مدح و تأثیر قدرت اشاره دارند.
هوش مصنوعی: شب با دامن بلندش، درد و رنج را به پای ناامیدی میریزد.
هوش مصنوعی: توان آوردن دلایل و استدلالها برای او به قدری دشوار بود که به شدت احساس ناتوانی کرد و فشار زیادی را بر دوش خود احساس کرد.
هوش مصنوعی: در نهایت، او سر فرود آورد و گفت که به مانند آفتاب، از حق و عدالت دست برنمیدارد.
هوش مصنوعی: تو از جایگاه والای خود آگاه هستی، چرا که عنوانت به عنوان شاه ایران شناخته شده است.
هوش مصنوعی: در اینجا دیگر فرصتی برای ادامه صحبت وجود ندارد و گفتگو بین ما قطع شده است.
هوش مصنوعی: هر فردی طبق توانایی و امکانات خود، راه و روشی برای هدایت و رهبری خود پیدا کرده است.
هوش مصنوعی: ما به پیش میرویم و ستایش پادشاه را از سر میگیریم و در سایهی پروردگار خود قرار میگیریم.
هوش مصنوعی: بیاییم با هم همکاری کنیم تا به انجام یک کار مفید بپردازیم.
هوش مصنوعی: باید بهگونهای بندگی کنیم که همچون جانمان آن را در وسط وجودمان قرار دهیم.
هوش مصنوعی: تو مانند زیبایی و لطافت هستی، همچون کلاهی بر سر و پوششی بر بدن.
هوش مصنوعی: من و شبرنگِ شاه (گوشنشین) شبیه هم هستیم و هر دو با کوه قاف (سلسله جبال افسانهای) همپایهایم.
هوش مصنوعی: او به راحتی و سبکی قدم برمیدارد، در حالی که من به خاطر سنگینی خود نمیتوانم همچون او به راحتی حرکت کنم.
هوش مصنوعی: تو مانند اقبال و شانس خوبی هستی که جهان را در دست میگیری، از این رو بر آسمان مقام و جایگاهی مییابی.
هوش مصنوعی: عظمت و بلندی مقام او باعث میشود که دل تو روشن و روشناییتان از او حاصل شود.
هوش مصنوعی: از او آموختم که چطور سخن زیبا بگویم، حالا دیگر چه بگویم، خودت بهتر میدانی.
هوش مصنوعی: اگر لطف و رحمت او نبود، چطور ممکن بود که تو اینقدر زیبا باشی؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.