گنجور

شمارهٔ ۹۴۴

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

ای باد صبا رَو ز سپاهان به قهستان

بگذر چو به قاین رسی از طرف گل¬ستان

یاران مرا در چمن باغ طلب کن

از جام صبوحی شده مستان و چه مستان

مستان که به یک جام دو عالم بفروشند

وآن گه نخرند از فلکِ شعبده دستان

در پای گل ایشان همه هم زانوی عشرت

من در غم ایشان چو عنادل همه دستان

روزی که درین واقعه بر من به شب آید

بر دیده من روز نباشد که شب است آن

خاک همه آفاق جهان بر سر من باد

گر دارم ازین غم سرِ باغ و دلِ بستان

ایشان همه دستان زده بر نغمه بربط

من برسر از اندوهِ جدایی زده دستان

هیهات که چون می گذرانم شبِ اندوه

خوش خفته و آسوده چه داند به شبِ¬ستان

رویی دگرم نیست به هر حال نزاری

هم دستِ مدد خواستن از دامن هستان



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

به دلیل تغییرات سایت موقتا امکان ارسال حاشیه وجود ندارد.

پیشنهاد تصاویر مرتبط