گنجور

شمارهٔ ۹

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

نه کسی که باز پرسد ز فراق یار ما را

نه غمی که می توان گفت به هر کس آشکارا

نه دلی که می پذیرد ز مصاحبان نصیحت

نه سری که بر در آرد به سکونت مدارا

نه به مردمی پیامی نه به دوستی سلامی

نظری به حال یاران به از این کنند یارا

نه عنایتی به حالم نه حکایتی به وصلت

نه تو را به لطف یاری نه مرا به گفت یارا

نه به کیسه سیم دارم نه به عقل هنگ و سنگی

تو بری چو سیم داری و دلی چو سنگ خارا

چو غزال غمزه ای کن به سگان کویت ای جان

اثری ز مهربانی نبود دل شما را

به کرشمه ای و غمزی به اشارتی و رمزی

چه شود به دست کردن دل بی دلی نگارا

نظری و التفاتی ز تو انتظار دارم

قَدَری موافقت کن به ستیزه ی قضا را

ز سر بزرگ واری نه ز روی خرده بینی

چه شود که بر نزاری گذری کنی خدا را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام