گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

شمارهٔ ۸۷۴

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

بیا بیا صنما بیش از این مرنجانم

دمی به لطف دلم ده که بس پریشانم

چو بلبل از غم عشق تو تا به کی نالم

به دیده چند کشم خارت ای گلستانم

دو زلف شست تو بر هم شکست پیوندم

دو چشم مست تو پیدا بکرد پنهانم

غنیمت است به پیش لب تو جان دادن

که تا مگر به حدیثی ز لب دهی جانم

شبی که دست حمایل کنم به گردن تو

چو آفتاب درخشد مه از گریبانم

چو سودِ حاصل عمرم تویی که را طلبم

چو اصلِ راحتِ رنجم تویی که را خوانم

شکسته ام ز تو باری ولی بحمدالله

اگر شکسته وجودم درست پیمانم

گرم تمامت عالم به سر بگردانی

ز پیش حکم تو یک ذرّه سر نگردانم

به عزت از بنشانی کمینه مسکینم

به خدمت ار بپذیری مطیع فرمانم

همان نزاریِ مسکین ِ مُستمندِ تو ام

نه خود که تا ز تو دورم هزار چندانم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.