گنجور

شمارهٔ ۸۱۴

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

ندارم کار با افلاک وانجم

من و پایِ خم و خشتِ سرِ خم

نشاید توبه بر من بست هیهات

به گیرایی اگر گردد سریشم

نیم زان ها بحمدالله که دایم

دَمادَم حرصشان باشد دُمادُم

اگر کیمخت و بلغاری نباشد

که در پوشم من و کژ گاو و جُم جُم

نعیمِ خلد هم سهل است و این جا

مرا آزاد کردند از تنعّم

خموشی و تحمّل شیوۀ ماست

چه برخیزد ز تشنیع وتظلّم

اگر هم سر در ابداعِ وجودیم

کسی را بر کسی نبود تقدّم

نه عقل است آن که وهمی می پرستند

تعقّل را چه نسبت با توّهم

نزاری می رود بر شارعِ راز

گهی پیدا و گه پی می کنم گم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام